As-Saaffaat
صافات
صفکشندگان
انتشار در
این ویدیو هنوز عمومی نیست. در 2026-11-24 20:30 UTC منتشر میشود.
اشتراکبِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَـٰنِ ٱلرَّحِیمِ
بِسمِ الله الرحمان الرحیم
- 1 وَٱلصَّـٰۤفَّـٰتِ صَفࣰّا
ول صافات صَفّاً
سوگند به صفبستگان ، صفبستنی (زیبا).
- 2 فَٱلزَّ ٰجِرَ ٰتِ زَجۡرࣰا
فَٱلزَّ ایمان جِرَ ایمان ته زجر
پس به زجرکنندگان، زجر کردنی (بیمهابا).
- 3 فَٱلتَّـٰلِیَـٰتِ ذِكۡرًا
فالتالیاتی ذِکْرا
پس به خوانندگان و پیروان یادوارهای (وحیانی).
- 4 إِنَّ إِلَـٰهَكُمۡ لَوَ ٰحِدࣱ
اِنَّ الاهکم لَوَ ایمان حِد
(که) بهراستی معبود شما بهدرستی یگانه است!
- 5 رَّبُّ ٱلسَّمَـٰوَ ٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَیۡنَهُمَا وَرَبُّ ٱلۡمَشَـٰرِقِ
رَبّ السَّماء ایمان ته ول ارض وَما بَینَهُمَا وَ رَبُّ المشارق
پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است و پروردگار خاورها!
- 6 إِنَّا زَیَّنَّا ٱلسَّمَاۤءَ ٱلدُّنۡیَا بِزِینَةٍ ٱلۡكَوَاكِبِ
زَیَّنَّا آسَسَماء دنیا بِزِینَةٍ الکواکب
ما نزدیکترین آسمان (به این زمین) را به زیوری آراستیم (که همان) کل ستارگان [:درخشان و غیر درخشان] است!
- 7 وَحِفۡظࣰا مِّن كُلِّ شَیۡطَـٰنࣲ مَّارِدࣲ
مِّن کُلّی شیطان مارد
و (آنها را) برای نگهبانی از هر شیطان سرکشی به پاسداری گماشتیم!
- 8 لَّا یَسَّمَّعُونَ إِلَى ٱلۡمَلَإِ ٱلۡأَعۡلَىٰ وَیُقۡذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبࣲ
لا یسمعون اِلی الملایی الاعلی وَیُقذَفُونَ مِن کُلّی جانب
(بدانگونه که) نمیتوانند به (سخنان) انبوه برتران (و) بالاتران [:فرشتگان] در بالاترین جایگاهشان گوش فرا دهند و از هر سو با نیزهها(ی آتشین) انداخته میشوند.
- 9 دُحُورࣰاۖ وَلَهُمۡ عَذَابࣱ وَاصِبٌ
دُحُوراً وَلَهُم عذاب واصبون
حال آنکه راندهشدگانند، و برایشان عذابی دایم و خالص است.
- 10 إِلَّا مَنۡ خَطِفَ ٱلۡخَطۡفَةَ فَأَتۡبَعَهُۥ شِهَابࣱ ثَاقِبࣱ
اِلا خَطِفَ الخطفه فَأَتۡبَعَهُۥ شِهَاب ثاقب
مگر کسی که به شنودی دزدانه (و) سریع (سخنانی را) بدزدد، پس شهابی شکافنده از پی او میتازد!
- 11 فَٱسۡتَفۡتِهِمۡ أَهُمۡ أَشَدُّ خَلۡقًا أَم مَّنۡ خَلَقۡنَاۤۚ إِنَّا خَلَقۡنَـٰهُم مِّن طِینࣲ لَّازِبِۭ
فَستَفتهیم اهُم اشد خَلقاً مِّن طین لازب
پس، (از اینان) رأیی نوین بخواه؛ آیا ایشان در آفرینش سختترند یا کسانی (دیگر) که آفریدیم؟ ما آنان را از گِلی چسبنده آفریدیم.
- 12 بَلۡ عَجِبۡتَ وَیَسۡخَرُونَ
عَجِبتَ وَیَسخَرون
بلکه عجب داشتی و (آنها) ریشخند میکنند!
- 13 وَإِذَا ذُكِّرُوا۟ لَا یَذۡكُرُونَ
وَإِذَا ذُکِّرُوا یَذکُرون
و هنگامی که یادآوری شوند یاد نمیکنند.
- 14 وَإِذَا رَأَوۡا۟ ءَایَةࣰ یَسۡتَسۡخِرُونَ
وَإِذَا رأوا آیه یستسخیرون
و هنگامی (هم که) آیتی ببینند در پی تمسخر آنند!
- 15 وَقَالُوۤا۟ إِنۡ هَـٰذَاۤ إِلَّا سِحۡرࣱ مُّبِینٌ
اِلا سِحر مبین
و گویند: «این جز سحری آشکارگر نیست.»
- 16 أَءِذَا مِتۡنَا وَكُنَّا تُرَابࣰا وَعِظَـٰمًا أَءِنَّا لَمَبۡعُوثُونَ
آءذا مِتۡنَا وَ کُنَّا توراباً واعظاما آ انّا لمبعوثون
«آیا چون مُردیم و خاک و استخوانهایی بودیم، آیا بهراستی و بیچون برانگیخته میشویم؟»
- 17 أَوَءَابَاۤؤُنَا ٱلۡأَوَّلُونَ
اوابائونا الاّولون
«آیا و پدران نخستینمان (نیز برانگیخته میگردند)؟!»
- 18 قُلۡ نَعَمۡ وَأَنتُمۡ دَ ٰخِرُونَ
قل نعم و شما دَ ایمان خِرُونَ
بگو: «آری! و شما (نیز) خوار و بیمقدارید!»
- 19 فَإِنَّمَا هِیَ زَجۡرَةࣱ وَ ٰحِدَةࣱ فَإِذَا هُمۡ یَنظُرُونَ
فَإِنَّمَا هِیَ زَجره و ایمان حِدَةࣱ فَإِذَا هم یَنظُرُونَ
پس آن (فریاد جانافزا) تنها یک فریاد برکَنَنده است (و بس! ) پس ناگهان آنان مینگرند!
- 20 وَقَالُوا۟ یَـٰوَیۡلَنَا هَـٰذَا یَوۡمُ ٱلدِّینِ
وَ قالُوا هَذا یوم ٱلدِّینِ
و گویند: «ای وای بر ما! این روز بُروز طاعت است!»
- 21 هَـٰذَا یَوۡمُ ٱلۡفَصۡلِ ٱلَّذِی كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ
هَذا یوم الفصل الذی کُنتُم بِهِی تُكَذِّبُونَ
(گفته شود) «این است روز جدایی (کسان از ناکسان) که بدان تکذیب میکردید.»
- 22 ۞ ٱحۡشُرُوا۟ ٱلَّذِینَ ظَلَمُوا۟ وَأَزۡوَ ٰجَهُمۡ وَمَا كَانُوا۟ یَعۡبُدُونَ
احشورو الذین ظَلَمُوا وَزوُا ایمان جهنم وَما کانو یَعْبُدُونَ
«کسانی را که ستم کردهاند و همردیفانشان و آنچه را میپرستیدهاند.»
- 23 مِن دُونِ ٱللَّهِ فَٱهۡدُوهُمۡ إِلَىٰ صِرَ ٰطِ ٱلۡجَحِیمِ
مِن دُونِ الله فَهدوهُم اِلی صِرَ ایمان طِ ال-جهیم
«غیر از خدا، گرد آورید و سوی راه مستقیم جهنّم رهبریشان کنید!»
- 24 وَقِفُوهُمۡۖ إِنَّهُم مَّسۡـُٔولُونَ
وقفوهُم مسؤولون
«و بازداشتشان نمایید، (که) آنان همواره مورد بازخواستند!»
- 25 مَا لَكُمۡ لَا تَنَاصَرُونَ
لَکُم تَنَاصَرُونَ
«برایتان چیست [:چه بیماری است] (که) همدیگر را یاری نمیکنید؟!»
- 26 بَلۡ هُمُ ٱلۡیَوۡمَ مُسۡتَسۡلِمُونَ
هم الْیَوْمَ مستسلمون
بلکه امروز آنان به ناچار از دَر تسلیم درآمدگانند!
- 27 وَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضࣲ یَتَسَاۤءَلُونَ
نزدیک شد بَعضُم علی بَض یَتَساءَلُونَ
و بعضی روی به بعضی دیگر آوردند حال آنکه از یکدیگر میپرسند!
- 28 قَالُوۤا۟ إِنَّكُمۡ كُنتُمۡ تَأۡتُونَنَا عَنِ ٱلۡیَمِینِ
قالوا تَأْتُونَنَا عَنِ الیمین
(و) گویند: «شما (با باطنی دروغین) از درِ راستی با ما در میآمدهاید.»
- 29 قَالُوا۟ بَل لَّمۡ تَكُونُوا۟ مُؤۡمِنِینَ
بل لم تِ کُونُوا مؤمنین
گویند: « (نه!) بلکه خودتان باایمان نبودهاید.»
- 30 وَمَا كَانَ لَنَا عَلَیۡكُم مِّن سُلۡطَـٰنِۭۖ بَلۡ كُنتُمۡ قَوۡمࣰا طَـٰغِینَ
وَما کانا لَنَا مِّن سلطان قومن طاغینه
«و ما را بر شما هیچ سلطهای نبود، بلکه خودتان سرکش بودهاید.»
- 31 فَحَقَّ عَلَیۡنَا قَوۡلُ رَبِّنَاۤۖ إِنَّا لَذَاۤىِٕقُونَ
فَحَقَّ عَلَینا قَول لَذَاۤىِٕقُونَ
«پس گفتهی پروردگارمان بر ما پابرجا و درست آمد؛ ما همواره بیچون چشندهی عذابیم!»
- 32 فَأَغۡوَیۡنَـٰكُمۡ إِنَّا كُنَّا غَـٰوِینَ
فَأَغْوَیْنٰکُمْ کُنّا غاوینا
«پس شما را گمراه کردیم، (زیرا) بیگمان خودمان (هم) گمراه بودهایم!»
- 33 فَإِنَّهُمۡ یَوۡمَىِٕذࣲ فِی ٱلۡعَذَابِ مُشۡتَرِكُونَ
فَإِنَّهُم یومئذ فی العذاب مشتریکونه
در نتیجه، آنان در آن روز بیچون در (ژرفای) عذاب شریک یکدیگرند!
- 34 إِنَّا كَذَ ٰلِكَ نَفۡعَلُ بِٱلۡمُجۡرِمِینَ
کَذَ ایمان لِکَ نفعَلُ بل مجرمین
(آری،) ما بهراستی با مجرمان چنان میکنیم!
- 35 إِنَّهُمۡ كَانُوۤا۟ إِذَا قِیلَ لَهُمۡ لَاۤ إِلَـٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ یَسۡتَكۡبِرُونَ
اِنَّهُم اِزا قِیلَ لَهُم لا الاه اِلا الله یستکبرون
بیگمان همانان بودند (که) وقتی به ایشان گفته میشد: «خدایی جز خدای یگانه نیست» بزرگخواهی میکردند (و سر باز میزدند).
- 36 وَیَقُولُونَ أَىِٕنَّا لَتَارِكُوۤا۟ ءَالِهَتِنَا لِشَاعِرࣲ مَّجۡنُونِۭ
وَیَقُولُونَ آ ئِنَّ لَتَارِکُو آلِهتِنا لِشَاعِر مَجْنون
و گویند: «آیا ما بهراستی برای شاعری دیوانه دست از خدایانمان برداریم؟!»
- 37 بَلۡ جَاۤءَ بِٱلۡحَقِّ وَصَدَّقَ ٱلۡمُرۡسَلِینَ
جا بلحق وَصَدَّقَ المرسلین
بلکه تمامی حق (حقیقت) را آورده و فرستادگان (خدا) را تصدیق نموده است.
- 38 إِنَّكُمۡ لَذَاۤىِٕقُوا۟ ٱلۡعَذَابِ ٱلۡأَلِیمِ
لَذایقُوا العذاب الْعَلِیم
بیچون، شما همی چشندهی عذابی پر درد هستید!
- 39 وَمَا تُجۡزَوۡنَ إِلَّا مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ
وَما تَجْوَن اِلا تَعْمَلُونَ
و جز آنچه میکردهاید جزا نمییابید!
- 40 إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِینَ
اِلا عِبَادَ الله المخلصین
مگر بندگان پاک شدهی (از طرف) خدا!
- 41 أُو۟لَـٰۤىِٕكَ لَهُمۡ رِزۡقࣱ مَّعۡلُومࣱ
اولئیک لَهُم رِزق
ایشان برایشان روزیای معلوم است؛
- 42 فَوَ ٰكِهُ وَهُم مُّكۡرَمُونَ
فَوَ ایمان کهو مکرمون
(از انواع) میوهها! حال آنکه آنان گرامیشدگانند.
- 43 فِی جَنَّـٰتِ ٱلنَّعِیمِ
فی جنّت النعیم
در باغهای (پر) نعمت!
- 44 عَلَىٰ سُرُرࣲ مُّتَقَـٰبِلِینَ
علی مُتَقابِلینَ
(تکیهزنان) بر تختهایی در حالیکه برابر یکدیگرند.
- 45 یُطَافُ عَلَیۡهِم بِكَأۡسࣲ مِّن مَّعِینِۭ
یُطَافُ بکاس مِّن مَعینی
با جامی از نوشابهای روان (که) پیرامونشان به گردش میآید؛
- 46 بَیۡضَاۤءَ لَذَّةࣲ لِّلشَّـٰرِبِینَ
بَیضاء لذت لِلشّارِبین
(که) سپید است و نوشندگان را لذّتی (خاص) میدهد.
- 47 لَا فِیهَا غَوۡلࣱ وَلَا هُمۡ عَنۡهَا یُنزَفُونَ
فِیهَا غول هم عنه یُنزَفُونَ
نه در آن هلاکتی ناخودآگاه است و نه ایشان از آن (از عقل) تهی میگردند!
- 48 وَعِندَهُمۡ قَـٰصِرَ ٰتُ ٱلطَّرۡفِ عِینࣱ
وعندهُم قاصِر ایمان ت الطرف عِین
و در نزدشان (زنانی) با چشمان فروهشتهی درشتند!
- 49 كَأَنَّهُنَّ بَیۡضࣱ مَّكۡنُونࣱ
کأنّهنّه بَیض
گویی ایشان بهراستی تخمی پنهانند،
- 50 فَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضࣲ یَتَسَاۤءَلُونَ
فَأَقۡبَلَ بَعضُم علی بَض یَتَساءَلُونَ
پس برخیشان به برخی روی نموده، در حالیکه از همدیگر پرسوجو میکنند.
- 51 قَالَ قَاۤىِٕلࣱ مِّنۡهُمۡ إِنِّی كَانَ لِی قَرِینࣱ
قالَ قایل مِنهُم اِنی کانا لِی قَرین
گویندهای از آنان گفت: «بهراستی من (در دنیا) همنشینی داشتم،»
- 52 یَقُولُ أَءِنَّكَ لَمِنَ ٱلۡمُصَدِّقِینَ
یقول اِ اِنَّک لامِنو المصدقین
«(که به من) میگوید: آیا واقعاً تو بیگمان از تصدیقکنندگانی؟»
- 53 أَءِذَا مِتۡنَا وَكُنَّا تُرَابࣰا وَعِظَـٰمًا أَءِنَّا لَمَدِینُونَ
آءذا مِتۡنَا وَ کُنَّا توراباً واعظاما آ انّا لمدینون
«آیا هنگامی (که) ما مردیم و خاک و استخوانهایی بودیم آیا بیچون ما بهدرستی جزا یافتگانیم؟»
- 54 قَالَ هَلۡ أَنتُم مُّطَّلِعُونَ
قالَ هل مُطَّلِعُونَ
گفت: «آیا شما سر بر (جهنم) آورندگانید؟»
- 55 فَٱطَّلَعَ فَرَءَاهُ فِی سَوَاۤءِ ٱلۡجَحِیمِ
فَطَّلَعَ فَرَءَاهُ فی سَوَاۤءِ ال-جهیم
پس سر بر آورد تا او را در وسط آتش فروزان دید!
- 56 قَالَ تَٱللَّهِ إِن كِدتَّ لَتُرۡدِینِ
قالَ تَلّاه اِن کدتّ لَتُرۡدِینِ
گفت: «به خدا سوگند، چیزی نمانده بود که تو مرا بیچون به سقوط کشانی.»
- 57 وَلَوۡلَا نِعۡمَةُ رَبِّی لَكُنتُ مِنَ ٱلۡمُحۡضَرِینَ
نعمت لَکُنتُ مِنَ المحضرین
«و اگر نعمت پروردگارم نبود، بیگمان من (نیز) از احضارشدگان (برای پرسش و در آن آتش) بودم.»
- 58 أَفَمَا نَحۡنُ بِمَیِّتِینَ
افاما نَحنُ بِمَیِّتِینَ
(و از رویِ شوق میگوید:) «آیا پس ما دیگر (از) میرندگان نیستیم؟»
- 59 إِلَّا مَوۡتَتَنَا ٱلۡأُولَىٰ وَمَا نَحۡنُ بِمُعَذَّبِینَ
اِلا مَوْتَتَنَا الاولی وَما نَحنُ بِمُعَذَّبِینَ
«جز همان مرگ نخستینمان؟ و ما هرگز از معذبان نیستیم؟!»
- 60 إِنَّ هَـٰذَا لَهُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِیمُ
اِنَّ هَذا لَهُوَ الْفَوْزُ العظیم
«بهراستی همواره این همان کامیابی سالم بزرگ است!»
- 61 لِمِثۡلِ هَـٰذَا فَلۡیَعۡمَلِ ٱلۡعَـٰمِلُونَ
لمثل هَذا فلیعمل العاملون
پس برای همانند این (پاداش) باید عملکنندگان عمل کنند.
- 62 أَذَ ٰلِكَ خَیۡرࣱ نُّزُلًا أَمۡ شَجَرَةُ ٱلزَّقُّومِ
اَذَ ایمان لِکَ خیر نُزُلًا اَم شجره زقوم
آیا این (منزلگاه والا) برای پذیرایی واردان بهتر است، یا درخت زقّوم؟!
- 63 إِنَّا جَعَلۡنَـٰهَا فِتۡنَةࣰ لِّلظَّـٰلِمِینَ
جعَلنَاهَا فتنه لِلظّالِمین
همواره، ما آن را برای ستمگران مایهی آزمایشی آتشین گردانیدیم.
- 64 إِنَّهَا شَجَرَةࣱ تَخۡرُجُ فِیۤ أَصۡلِ ٱلۡجَحِیمِ
اِنَّها شَجَرَة تَخرُج اصلی ال-جهیم
آن بیگمان (همان) درختی است که در (ژرفای) آتش سوزان برون میتند.
- 65 طَلۡعُهَا كَأَنَّهُۥ رُءُوسُ ٱلشَّیَـٰطِینِ
طالُها کأنهحو رُءُوسُ الشَّیاطین
ثمرهی آغازینش گویی - آن- همانا سرهای شیاطین است.
- 66 فَإِنَّهُمۡ لَـَٔاكِلُونَ مِنۡهَا فَمَالِـُٔونَ مِنۡهَا ٱلۡبُطُونَ
فَإِنَّهُم لَأکِلُونَ مِنها فَمَالِـُٔونَ مِنها البُطون
پس بیگمان آنان [:دوزخیان] بیچون خورندگان از آن و پُرکنندگان شکمهاشان از آنند.
- 67 ثُمَّ إِنَّ لَهُمۡ عَلَیۡهَا لَشَوۡبࣰا مِّنۡ حَمِیمࣲ
ثُمَّ اِنَّ لَهُم عَلَیهَا لشوبان
سپس ایشان را (افزون) بر آن، بیچون آمیختهای بهراستی از مایعی بس جوشان است.
- 68 ثُمَّ إِنَّ مَرۡجِعَهُمۡ لَإِلَى ٱلۡجَحِیمِ
ثُمَّ اِنَّ مرجعهُم لَإِلَى ال-جهیم
سپس همواره بازگشتشان بیامان سوی آتش بس زبانهدارِ سوزان است.
- 69 إِنَّهُمۡ أَلۡفَوۡا۟ ءَابَاۤءَهُمۡ ضَاۤلِّینَ
اِنَّهُم الفاو اباءهم ضالین
آنان همانا پدران خود را گمراهان یافتند.
- 70 فَهُمۡ عَلَىٰۤ ءَاثَـٰرِهِمۡ یُهۡرَعُونَ
یهرعون
پس (هم) ایشان بر پیِشان با سرعتی برقآسا ترسان و شتابزدگانند!
- 71 وَلَقَدۡ ضَلَّ قَبۡلَهُمۡ أَكۡثَرُ ٱلۡأَوَّلِینَ
وَ لَقَد ضَلَّ قبلهم اکثر الاولین
و بیگمان پیش از آنان بیشتر پیشینیان همی به گمراهی افتادند.
- 72 وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا فِیهِم مُّنذِرِینَ
وَ لَقَد مُنذِرینَ
و همواره در میانشان بس هشداردهندگانی فرستادیم.
- 73 فَٱنظُرۡ كَیۡفَ كَانَ عَـٰقِبَةُ ٱلۡمُنذَرِینَ
فانظور کیف کانا عاقبة المنذرین
پس بنگر (که) فرجام هشدارشدگان چگونه بوده است؛
- 74 إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِینَ
اِلا عِبَادَ الله المخلصین
بجز بندگان پاک شده (ی از طرف) خدا.
- 75 وَلَقَدۡ نَادَىٰنَا نُوحࣱ فَلَنِعۡمَ ٱلۡمُجِیبُونَ
وَ لَقَد نادیانا نوح فَلَنِعۡمَ المجیبون
و همانا نوح، ما را بهدرستی ندا در داد. پس بهراستی چه نیک اجابتکنندگان بودهایم.
- 76 وَنَجَّیۡنَـٰهُ وَأَهۡلَهُۥ مِنَ ٱلۡكَرۡبِ ٱلۡعَظِیمِ
وَنَجَّینَاهو و اهله مِنَ الکربی العظیم
و او و کسانش را از اندوه بس بزرگ رهانیدیم.
- 77 وَجَعَلۡنَا ذُرِّیَّتَهُۥ هُمُ ٱلۡبَاقِینَ
وجعلنا ذُرِّیَّتَهُ هم الباقین
و تنها فرزندان (صالح) و پیروانش را باقی گذاشتیم.
- 78 وَتَرَكۡنَا عَلَیۡهِ فِی ٱلۡـَٔاخِرِینَ
وَتَرَکنَا عَلَیه فی الآخرین
و در میان آیندگان بر او (آوازهی نیک) بر جای نهادیم.
- 79 سَلَـٰمٌ عَلَىٰ نُوحࣲ فِی ٱلۡعَـٰلَمِینَ
سلام علی فی العالمین
سلامی (ربانی) بر نوح در (میان) جهانیان!
- 80 إِنَّا كَذَ ٰلِكَ نَجۡزِی ٱلۡمُحۡسِنِینَ
کَذَ ایمان لِکَ نَجزی المحسنین
ما همانا این گونه نیکوکاران را پاداش (شایسته) میدهیم.
- 81 إِنَّهُۥ مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُؤۡمِنِینَ
اِنَّهُ عبادنا المؤمنین
بهراستی او از بندگان باایمان ماست.
- 82 ثُمَّ أَغۡرَقۡنَا ٱلۡـَٔاخَرِینَ
ثُمَّ اَغرَقنا الآخرین
سپس دیگران را غرق کردیم.
- 83 ۞ وَإِنَّ مِن شِیعَتِهِۦ لَإِبۡرَ ٰهِیمَ
وَ إِنَّ مِن شِیعَتِهِۦ لِبرا ایمان هیما
و بیگمان، ابراهیم بهراستی از پیروان او بود.
- 84 إِذۡ جَاۤءَ رَبَّهُۥ بِقَلۡبࣲ سَلِیمٍ
اِذ جا رَبَّهُۥ بقلب سلیم
چون با دلی بس سالم به (پیشگاهِ) پروردگارش آمد.
- 85 إِذۡ قَالَ لِأَبِیهِ وَقَوۡمِهِۦ مَاذَا تَعۡبُدُونَ
اِذ قالَ لِأَبِیهِ تعبدون
چون به پدر (تربیتی) خود و قوم خود گفت: «چه چیزی را میپرستید؟»
- 86 أَىِٕفۡكًا ءَالِهَةࣰ دُونَ ٱللَّهِ تُرِیدُونَ
آیفکان آله دونان الله توریدون
«آیا به گزاف و انحراف خدایانی (دروغین) را جز خدا(ی راستین) میخواهید؟!
- 87 فَمَا ظَنُّكُم بِرَبِّ ٱلۡعَـٰلَمِینَ
فَمَا ظَنُّکُم بِرَبِّ العالمین
«پس گمانتان به پروردگار جهانیان چیست؟»
- 88 فَنَظَرَ نَظۡرَةࣰ فِی ٱلنُّجُومِ
فَنَظَرَ نظره فی آننُجُوم
پس (آنگاه) نظری (ظاهری) در ستارگان افکند.
- 89 فَقَالَ إِنِّی سَقِیمࣱ
فَقَالَ اِنی سَقیم
پس گفت: «من بهراستی بیمارم!»
- 90 فَتَوَلَّوۡا۟ عَنۡهُ مُدۡبِرِینَ
فَتَوَلَّوا عنهو مُدۡبِرِینَ
پس پشتکنان از او روی برتافتند!
- 91 فَرَاغَ إِلَىٰۤ ءَالِهَتِهِمۡ فَقَالَ أَلَا تَأۡكُلُونَ
فَراغَ الیهتهم فَقَالَ تَأکُلون
پس نهانی با حیلهای (ایمانی) به سوی خدایانشان تمایل کرد. پس گفت: «آیا (غذا) نمیخورید؟»
- 92 مَا لَكُمۡ لَا تَنطِقُونَ
لَکُم تَنطِقُونَ
«شما را چه شده که سخن نمیگویید؟!»
- 93 فَرَاغَ عَلَیۡهِمۡ ضَرۡبَۢا بِٱلۡیَمِینِ
فَراغَ عَلَیهِم ضرباً بیلیامین
پس با دست راست، به گونهای پنهان و حیلهگرانه بر (سرها)شان کوبید!
- 94 فَأَقۡبَلُوۤا۟ إِلَیۡهِ یَزِفُّونَ
فَأَقْبَلُوا الیه یَزِفُّونَ
پس شتابان سویش روان شدند.
- 95 قَالَ أَتَعۡبُدُونَ مَا تَنۡحِتُونَ
قالَ ا تَعبدون تَنحِتونَ
(ابراهیم) گفت: «آیا آنچه را (خود) میتراشید، میپرستید؟»
- 96 وَٱللَّهُ خَلَقَكُمۡ وَمَا تَعۡمَلُونَ
والله خَلَقَكُم وَما تَعْمَلُونَ
«حال آنکه خدا شما و آنچه را که میسازید آفریده است!»
- 97 قَالُوا۟ ٱبۡنُوا۟ لَهُۥ بُنۡیَـٰنࣰا فَأَلۡقُوهُ فِی ٱلۡجَحِیمِ
اِبنو بنیان فَأَلْقُوهُ فی ال-جهیم
گفتند: «برایش سازمانی (جهنمی) بسازید، پس او را در (آن) جهنم بیفکنید.»
- 98 فَأَرَادُوا۟ بِهِۦ كَیۡدࣰا فَجَعَلۡنَـٰهُمُ ٱلۡأَسۡفَلِینَ
فَأَرَادُوا۟ بِهِی کَیدا فَجَعَلْناهُم الاسفلین
پس خواستند به او نیرنگی زنند. پس ما آنان را پستترین (آفریدگان) گردانیدیم.
- 99 وَقَالَ إِنِّی ذَاهِبٌ إِلَىٰ رَبِّی سَیَهۡدِینِ
وَ قالَ اِنی ذاهبٌ اِلی سَیَّدین
و (ابراهیم) گفت: «من همواره سوی پروردگارم رهسپارم. زودا (که) مرا راه نماید!»
- 100 رَبِّ هَبۡ لِی مِنَ ٱلصَّـٰلِحِینَ
رَبِّ هَب لِی مِنَ الصالحین
«پروردگارم! برایم (فرزندی) از شایستگان ببخش.»
- 101 فَبَشَّرۡنَـٰهُ بِغُلَـٰمٍ حَلِیمࣲ
فَبَشَّرناهُ بِغُلَام حلیم
پس او را به پسری بردبار مژده دادیم.
- 102 فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ ٱلسَّعۡیَ قَالَ یَـٰبُنَیَّ إِنِّیۤ أَرَىٰ فِی ٱلۡمَنَامِ أَنِّیۤ أَذۡبَحُكَ فَٱنظُرۡ مَاذَا تَرَىٰۚ قَالَ یَـٰۤأَبَتِ ٱفۡعَلۡ مَا تُؤۡمَرُۖ سَتَجِدُنِیۤ إِن شَاۤءَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلصَّـٰبِرِینَ
فَلَمَّا بَلَغَ السعی قالَ یا بُنَیَّ آرا فی المنام اذبحک فانظور قالَ یا اَبتی افعل تومر سَتَجِدُنِی اِن شا الله مِنَ الصابرین
پس هنگامی که با او به سَعْی (میان صفا و مروه) رسید، گفت: «فرزندم! من بیگمان در خواب (چنان) میبینم که تو را بیچون سر میبُرَم. پس بنگر چه (در) نظر داری؟» گفت: «پدرم! آنچه را مأموری به انجام رسان! زودا اگر خدا بخواهد، مرا از شکیبایان خواهی یافت.»
- 103 فَلَمَّاۤ أَسۡلَمَا وَتَلَّهُۥ لِلۡجَبِینِ
اسلما وَتَلَّهُۥ لِلجَبین
پس چون هر دو تن (در برابر امر خدا) سر تسلیم فرود آوردند و پسرک را به پیشانی (بر خاک) افکند،
- 104 وَنَـٰدَیۡنَـٰهُ أَن یَـٰۤإِبۡرَ ٰهِیمُ
وَنَادَینَاهو ان یا ابراهیم ایمان هِیمُ
و او را ندا در دادیم: «ای ابراهیم!»
- 105 قَدۡ صَدَّقۡتَ ٱلرُّءۡیَاۤۚ إِنَّا كَذَ ٰلِكَ نَجۡزِی ٱلۡمُحۡسِنِینَ
غَد صَدَّقْتَ کَذَ ایمان لِکَ نَجزی المحسنین
«رؤیا(ی خود) را بهراستی راست آوردی! ما بیگمان نیکوکاران را چنان پاداش میدهیم!»
- 106 إِنَّ هَـٰذَا لَهُوَ ٱلۡبَلَـٰۤؤُا۟ ٱلۡمُبِینُ
اِنَّ هَذا لَهُوَ ال-بلا المبین
بهدرستی این همانا آزمایش روشنگر است!
- 107 وَفَدَیۡنَـٰهُ بِذِبۡحٍ عَظِیمࣲ
وفَدَیناهُ بِذِبۡحٍ عَظیم
و او را در ازای کشتنِ [:قربانیِ] بزرگی رهانیدیم.
- 108 وَتَرَكۡنَا عَلَیۡهِ فِی ٱلۡـَٔاخِرِینَ
وَتَرَکنَا عَلَیه فی الآخرین
و در (میان) آیندگان بر او (آوازهی نیک) بر جای گذاشتیم.
- 109 سَلَـٰمٌ عَلَىٰۤ إِبۡرَ ٰهِیمَ
سلام ابرا ایمان هیما
سلامی (ربانی) بر ابراهیم!
- 110 كَذَ ٰلِكَ نَجۡزِی ٱلۡمُحۡسِنِینَ
کَذَ ایمان لِکَ نَجزی المحسنین
(ما) نیکوکاران را بدینسان پاداش میدهیم.
- 111 إِنَّهُۥ مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُؤۡمِنِینَ
اِنَّهُ عبادنا المؤمنین
بیگمان، او از بندگان باایمان ماست.
- 112 وَبَشَّرۡنَـٰهُ بِإِسۡحَـٰقَ نَبِیࣰّا مِّنَ ٱلصَّـٰلِحِینَ
وَباشَّرناهُ اسحاق نَبِیّٰن مِّنَ الصالحین
و او را به (ولادت) اسحاق - حال آنکه پیامبری برجسته از (جملهی) شایستگان است - مژده دادیم.
- 113 وَبَـٰرَكۡنَا عَلَیۡهِ وَعَلَىٰۤ إِسۡحَـٰقَۚ وَمِن ذُرِّیَّتِهِمَا مُحۡسِنࣱ وَظَالِمࣱ لِّنَفۡسِهِۦ مُبِینࣱ
وبارکنا عَلَیه اسحاق وَمِن زُرّیَّتِهِما محسن وَظالِم لِنَّفسِهی
و بر (سر و سامان) او و اسحاق برکت فرو ریختیم. حال آنکه از نسل آن دو برخی نیکوکار و برخی به گونهای آشکارگر، به خود ستمکار است.
- 114 وَلَقَدۡ مَنَنَّا عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَـٰرُونَ
وَ لَقَد مَنَنَّا علی وَهَـٰرُونَ
و بهراستی بر موسی و هارون بسی منّت نهادیم.
- 115 وَنَجَّیۡنَـٰهُمَا وَقَوۡمَهُمَا مِنَ ٱلۡكَرۡبِ ٱلۡعَظِیمِ
وَنَجَّیْناهُمَا وقومهاما مِنَ الکربی العظیم
و آن دو و قومشان را از بلای بزرگ رهانیدیم.
- 116 وَنَصَرۡنَـٰهُمۡ فَكَانُوا۟ هُمُ ٱلۡغَـٰلِبِینَ
وَنَصَرناهُم فَكَانُوا۟ هم الغالبین
و آنان را یاری دادیم، پس (هم)آنان چیرگان بودند.
- 117 وَءَاتَیۡنَـٰهُمَا ٱلۡكِتَـٰبَ ٱلۡمُسۡتَبِینَ
وَ ءَاتَینَاهُمَا الکتاب المستبین
و آن دو را کتاب روشنیخواه دادیم.
- 118 وَهَدَیۡنَـٰهُمَا ٱلصِّرَ ٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِیمَ
وَهادَیناهُما الصرا ایمان ت المستقیم
و هر دو را به راه راست - بهگونهای مماس - رهبری کردیم.
- 119 وَتَرَكۡنَا عَلَیۡهِمَا فِی ٱلۡـَٔاخِرِینَ
وَتَرَکنَا عَلَیهِما فی الآخرین
و بر آن دو در (میان) آیندگان (نام نیک) واگذاشتیم.
- 120 سَلَـٰمٌ عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَـٰرُونَ
سلام علی وَهَـٰرُونَ
سلامی (ربانی) بر موسی و هارون!
- 121 إِنَّا كَذَ ٰلِكَ نَجۡزِی ٱلۡمُحۡسِنِینَ
کَذَ ایمان لِکَ نَجزی المحسنین
بیگمان ما نیکوکاران را چنان پاداش میدهیم.
- 122 إِنَّهُمَا مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُؤۡمِنِینَ
اِنَّهُمَا عبادنا المؤمنین
همانا آنان از بندگان باایمان مایند.
- 123 وَإِنَّ إِلۡیَاسَ لَمِنَ ٱلۡمُرۡسَلِینَ
وَ إِنَّ الیاس لامِنو المرسلین
و بهراستی الیاس بهدرستی از فرستادگان ماست.
- 124 إِذۡ قَالَ لِقَوۡمِهِۦۤ أَلَا تَتَّقُونَ
اِذ قالَ تتّقون
چون به قوم خود گفت: «آیا پروا نمیدارید؟»
- 125 أَتَدۡعُونَ بَعۡلࣰا وَتَذَرُونَ أَحۡسَنَ ٱلۡخَـٰلِقِینَ
اتادعون بعل وَتَذَرُونَ احسن الخالقین
«آیا (بتِ) بعل را میخوانید (و میپرستید) و بهترین آفرینندگان را وامیگذارید؟!»
- 126 ٱللَّهَ رَبَّكُمۡ وَرَبَّ ءَابَاۤىِٕكُمُ ٱلۡأَوَّلِینَ
الله رَبُّکُم وَرَبَّ آبایکم الاولین
«خدا، پروردگارتان و پروردگار پدران نخستینتان را؟!»
- 127 فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمۡ لَمُحۡضَرُونَ
فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُم لمحضورون
پس او را تکذیب کردند، پس (هم)ایشان همانا (برای حساب) احضار شدگانند.
- 128 إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِینَ
اِلا عِبَادَ الله المخلصین
مگر بندگان اخلاصیافتهی (از سوی) خدا (که بیحساب در رحمتند).
- 129 وَتَرَكۡنَا عَلَیۡهِ فِی ٱلۡـَٔاخِرِینَ
وَتَرَکنَا عَلَیه فی الآخرین
و بر (سر و سامان)ش در (میان) آیندگان (آوازهی نیک) واگذاشتیم.
- 130 سَلَـٰمٌ عَلَىٰۤ إِلۡ یَاسِینَ
سلام ایل یاسین
درودی (ربانی) بر اِل یاسین!
- 131 إِنَّا كَذَ ٰلِكَ نَجۡزِی ٱلۡمُحۡسِنِینَ
کَذَ ایمان لِکَ نَجزی المحسنین
ما بیگمان نیکوکاران را اینگونه پاداش میدهیم.
- 132 إِنَّهُۥ مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُؤۡمِنِینَ
اِنَّهُ عبادنا المؤمنین
بهراستی او از بندگان باایمان ماست.
- 133 وَإِنَّ لُوطࣰا لَّمِنَ ٱلۡمُرۡسَلِینَ
وَ إِنَّ لوط لمینا المرسلین
و بهراستی، لوط همانا از زمرهی فرستادگان (ما) است.
- 134 إِذۡ نَجَّیۡنَـٰهُ وَأَهۡلَهُۥۤ أَجۡمَعِینَ
اِذ نجّیناهو اجمعین
چون او را و همهی کسانش را رهانیدیم.
- 135 إِلَّا عَجُوزࣰا فِی ٱلۡغَـٰبِرِینَ
اِلا عجوزن فی الغابرین
جز زنی سالخورده (و) ناتوان که در میان باقیماندگان (از گمراهان) بود.
- 136 ثُمَّ دَمَّرۡنَا ٱلۡـَٔاخَرِینَ
ثُمَّ دمّرنا الآخرین
سپس دیگران را نابود کردیم.
- 137 وَإِنَّكُمۡ لَتَمُرُّونَ عَلَیۡهِم مُّصۡبِحِینَ
و به راستی شما لَتَمُرُّونَ مُصبیحین
و بیگمان، شما همواره بر آنان صبحگاهان
- 138 وَبِٱلَّیۡلِۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ
وبلیل اَ فَ لا تَعقیلون
و شامگاهان میگذرید! آیا پس خردورزی نمیکنید؟!
- 139 وَإِنَّ یُونُسَ لَمِنَ ٱلۡمُرۡسَلِینَ
وَ إِنَّ یُونُسَ لامِنو المرسلین
و بهراستی، یونس همانا از زمرهی فرستادگان (ما) است.
- 140 إِذۡ أَبَقَ إِلَى ٱلۡفُلۡكِ ٱلۡمَشۡحُونِ
اِذ ابقه اِلی الفُلک المشحون
چون سوی آن کشتی پُر (از سرنشینان) بگریخت!
- 141 فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ ٱلۡمُدۡحَضِینَ
فساهم فَكَانَ مِنَ المدحضین
پس با آنان قرعه انداخت (و) در نتیجه از راندهشدگان (از آن) بود.
- 142 فَٱلۡتَقَمَهُ ٱلۡحُوتُ وَهُوَ مُلِیمࣱ
فالْتَقَمَه الحوت وَهُوَ ملیم
(او را به دریا افکندند.) پس (آن) ماهی بزرگ او را بلعید، در حالی که او نکوهش کنندهی (خود) بود!
- 143 فَلَوۡلَاۤ أَنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلۡمُسَبِّحِینَ
کانا مِنَ المسبحین
پس اگر او از زمرهی تسبیحکنندگان نبود.
- 144 لَلَبِثَ فِی بَطۡنِهِۦۤ إِلَىٰ یَوۡمِ یُبۡعَثُونَ
لَلَبِثَ فی بطنیهی اِلی یوم یُبْعَثُونَ
بیگمان تا روزی که برانگیخته میشوند، در شکم آن ماهی (همچنان) میماند!
- 145 ۞ فَنَبَذۡنَـٰهُ بِٱلۡعَرَاۤءِ وَهُوَ سَقِیمࣱ
فَنَبِذناه بلعارا وَهُوَ سَقیم
پس او را در حالی که ناخوش بود، به ساحل (عریان و بیسامان) افکندیم!
- 146 وَأَنۢبَتۡنَا عَلَیۡهِ شَجَرَةࣰ مِّن یَقۡطِینࣲ
و أنبتنا عَلَیه مِّن یقطین
و بر (سر و سامان)ش درختی از کدو بن رویاندیم.
- 147 وَأَرۡسَلۡنَـٰهُ إِلَىٰ مِا۟ئَةِ أَلۡفٍ أَوۡ یَزِیدُونَ
وَأَرْسَلْنَاهُ اِلی مِئَةِ الف اَو یَزِیدُونَ
و او را سوی یکصدهزار (نفر) یا بیشتر (به رسالت) فرستادیم.
- 148 فَـَٔامَنُوا۟ فَمَتَّعۡنَـٰهُمۡ إِلَىٰ حِینࣲ
فَأَمَنُوا فَمَتَّعْناهُم اِلی
پس ایمان آوردند. در نتیجه تا چندی برخوردارشان کردیم.
- 149 فَٱسۡتَفۡتِهِمۡ أَلِرَبِّكَ ٱلۡبَنَاتُ وَلَهُمُ ٱلۡبَنُونَ
فَستَفتهیم الرّبّک البنات وَلَهُمُ البنون
پس، از مشرکان جویای رأیی نوین شو. آیا پروردگارت را دختران و آنان را پسران است؟!
- 150 أَمۡ خَلَقۡنَا ٱلۡمَلَـٰۤىِٕكَةَ إِنَـٰثࣰا وَهُمۡ شَـٰهِدُونَ
اَم خَلَقنَا المَلائِکَة اناث وَهُم شَـٰهِدُونَ
یا فرشتگان را مادینه آفریدیم، حال آنکه آنان شاهد بودند؟
- 151 أَلَاۤ إِنَّهُم مِّنۡ إِفۡكِهِمۡ لَیَقُولُونَ
الا افکيهم لیقولون
هان! (که) آنان از (گزاف و) انحرافشان بیگمان گویند:
- 152 وَلَدَ ٱللَّهُ وَإِنَّهُمۡ لَكَـٰذِبُونَ
وَلَد الله وَإِنَّهُم لکاذیبون
«خدا (فرزند) بزاد!» در حالی که آنان بیگمان دروغگویانند!
- 153 أَصۡطَفَى ٱلۡبَنَاتِ عَلَى ٱلۡبَنِینَ
اصطفی البنات علی ال-ب-نین
آیا (خدا) دختران را بر پسران برگزیده است؟
- 154 مَا لَكُمۡ كَیۡفَ تَحۡكُمُونَ
لَکُم کیف تحکمون
پس شما را چه شده؟ چگونه داوری میکنید؟
- 155 أَفَلَا تَذَكَّرُونَ
اَ فَ لا تَذَکَّرُونَ
آیا پس (از این هم) متذکر نمیشوید؟!
- 156 أَمۡ لَكُمۡ سُلۡطَـٰنࣱ مُّبِینࣱ
اَم لَکُم سلطان مبین
یا برایتان (در دعوایتان) سلطهای آشکارگر است؟
- 157 فَأۡتُوا۟ بِكِتَـٰبِكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَـٰدِقِینَ
فَأۡتُوا۟ بکتابکم اِن صَادِقین
پس اگر (از) راستان بودهاید، کتاب (وحیانی)تان را بیاورید.
- 158 وَجَعَلُوا۟ بَیۡنَهُۥ وَبَیۡنَ ٱلۡجِنَّةِ نَسَبࣰاۚ وَلَقَدۡ عَلِمَتِ ٱلۡجِنَّةُ إِنَّهُمۡ لَمُحۡضَرُونَ
وجعلو بَینَهُ وبین الجنّت نَسَبًا وَ لَقَد عَلِمَتِ الجنّة اِنَّهُم لمحضورون
و بین خدا و جنّیان نسبی قرار دادند، حال آنکه بهراستی جنّیان نیک دانستهاند (که برای حساب پسدادن) همواره خودشان بیچون احضارشدگانند.
- 159 سُبۡحَـٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ
سُبۡحَـٰنَ الله عَمَّا یَصِفُونَ
خدا منزّه است از آنچه (به غلط و نارسایی) توصیف میکنند.
- 160 إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِینَ
اِلا عِبَادَ الله المخلصین
بجز بندگان اخلاصشده (از سوی) خدا (که او را به حقیقیت توصیف میکند).
- 161 فَإِنَّكُمۡ وَمَا تَعۡبُدُونَ
فَإِنَّكُم وَما تعبدون
پس همانا، شما و آنچه (که شما آن را) میپرستید،
- 162 مَاۤ أَنتُمۡ عَلَیۡهِ بِفَـٰتِنِینَ
مَاۤ اَنْتُم عَلَیه بِفَـٰتِنِینَ
بر ضدّ او [:خدا] فتنهگر نتوانید بود.
- 163 إِلَّا مَنۡ هُوَ صَالِ ٱلۡجَحِیمِ
اِلا هُوَ صَال ال-جهیم
مگر کسی که آتشافروز (دوزخ) پرسوز است!
- 164 وَمَا مِنَّاۤ إِلَّا لَهُۥ مَقَامࣱ مَّعۡلُومࣱ
وَما اِلا مقام
و هیچ یک از ما (فرشتگان) نیست، مگر (اینکه) برای او مقام و مرتبهای معلوم است.
- 165 وَإِنَّا لَنَحۡنُ ٱلصَّاۤفُّونَ
وَإِنَّا لَنَحن الصافون
و بهراستی، ماییم که (برای انجام فرمان خدا) بهدرستی صف اندر صفیم.
- 166 وَإِنَّا لَنَحۡنُ ٱلۡمُسَبِّحُونَ
وَإِنَّا لَنَحن المسبحون
و همانا ما، خودهامان همواره تسبیحگویانیم.
- 167 وَإِن كَانُوا۟ لَیَقُولُونَ
وَإِن کانو لیقولون
و گرچه آنان بیامان میگفتهاند:
- 168 لَوۡ أَنَّ عِندَنَا ذِكۡرࣰا مِّنَ ٱلۡأَوَّلِینَ
لَو اَنَّ عِندَنَا ذکراً مِّنَ الاولین
«اگر همواره یادوارهای از پیشینیان نزدمان بود،»
- 169 لَكُنَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِینَ
لَکُنَّا عِبَادَ الله المخلصین
«بیچون بندگان خالصشدهی خدا بودهایم!»
- 170 فَكَفَرُوا۟ بِهِۦۖ فَسَوۡفَ یَعۡلَمُونَ
فکفارو فسوف یَعْلَمُونَ
در نتیجه به آن کافر شدند، پس در آیندهای دور خواهند دانست!
- 171 وَلَقَدۡ سَبَقَتۡ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا ٱلۡمُرۡسَلِینَ
وَ لَقَد سَبَقَت کلمتنا لِعِبَادِنَا المرسلین
و بهراستی و درستی کلمهی ما برای بندگان فرستادهشدهی ما از پیش (چنان) رفته است.
- 172 إِنَّهُمۡ لَهُمُ ٱلۡمَنصُورُونَ
اِنَّهُم لَهُمُ المنصورون
آنان بهراستی (بر دشمنانشان) بیگمان یاریشدگاند.
- 173 وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ ٱلۡغَـٰلِبُونَ
وَ إِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الغالبون
و بیگمان سپاهمان همان پیروزمندانند.
- 174 فَتَوَلَّ عَنۡهُمۡ حَتَّىٰ حِینࣲ
فَتَوَلَّ انهُم حتّیٰ
پس تا مدّتی (معیّن) از آنان روی برتاب.
- 175 وَأَبۡصِرۡهُمۡ فَسَوۡفَ یُبۡصِرُونَ
و آنان را بنگر فسوف یوبصیرون
و آنان را بنگر. پس (همانان) در دور زمان خواهند نگریست.
- 176 أَفَبِعَذَابِنَا یَسۡتَعۡجِلُونَ
اف بعذابنا یستعجیلون
پس آیا عذاب ما را شتابزده خواستارند؟
- 177 فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمۡ فَسَاۤءَ صَبَاحُ ٱلۡمُنذَرِینَ
فَإِذَا نَزَلَ بساحتهم فساء صَباح المنذرین
پس، آنگاه که (عذابمان) به جایگاه و پایگاه وسیعشان فرود آید، چه بد صبحگاهی برای هشدارشدگان است!
- 178 وَتَوَلَّ عَنۡهُمۡ حَتَّىٰ حِینࣲ
وَتَوَلَّ انهُم حتّیٰ
و از ایشان تا مدّتی روی برتاب.
- 179 وَأَبۡصِرۡ فَسَوۡفَ یُبۡصِرُونَ
ابصیر فسوف یوبصیرون
و بنگر. پس در دُور زمان خواهند نگریست!
- 180 سُبۡحَـٰنَ رَبِّكَ رَبِّ ٱلۡعِزَّةِ عَمَّا یَصِفُونَ
سُبۡحَـٰنَ رَبِّک رَبِّ العزة عَمَّا یَصِفُونَ
منزّه است پروردگار تو، پروردگار با عزت، از آنچه وصف میکنند.
- 181 وَسَلَـٰمٌ عَلَى ٱلۡمُرۡسَلِینَ
وسلامن علی المرسلین
و سلامی بر تمامی فرستادگان(مان)!
- 182 وَٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَـٰلَمِینَ
ولحمد لِلَّهِ رَبِّ العالمین
و تمامی ستایش ویژهی خدای جهانیان است.
این سوره به زبانهای دیگر
- বাংলা আস-সাফফাত
- Bosanski Es-Saffat
- Нохчийн Ас-Саффат
- Deutsch As-Saffat
- English As-Saaffaat
- Español As-Saffat
- فارسی صافات
- Français As-Sâffât
- Hausa As-Sāfāt
- עברית אל-צאפאת
- हिन्दी अस-साफ़्फ़ात
- Bahasa Indonesia As-Saaffat
- 日本語 アッサーフィッ
- 한국어 아스-사피트
- کوردی الصافات
- Bahasa Melayu As-Saaffaat
- Nederlands As-Saaffaat
- پنجابی الصّافّات
- ਪੰਜਾਬੀ ਅਸ-ਸਾਫ਼ਾਤ
- پښتو الصافات
- Português As-Saffat
- Русский Ас-Саффат
- Soomaaliga As-Saaffaat
- Shqip Es-Safat
- Kiswahili As-Safwat
- தமிழ் அஸ்-ஸாஃபாத்
- ไทย อัส-ซาฟฟาต
- Türkçe Saffat
- اردو الصافات
- Oʻzbek As-Sofaat
- 中文 萨法特