Goddestination

Qaaf

قاف

قاف

45 آیهمکیفارسی

در حال پخش تماشا در یوتیوب

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَـٰنِ ٱلرَّحِیمِ

بِسمِ الله الرحمان الرحیم

  1. 1 قۤۚ وَٱلۡقُرۡءَانِ ٱلۡمَجِیدِ

    قاف وَالقُرآن المجید

    ق. سوگند به قرآن باشکوه (و) جلالت و وسعت جهانگیرش،

  2. 2 بَلۡ عَجِبُوۤا۟ أَن جَاۤءَهُم مُّنذِرࣱ مِّنۡهُمۡ فَقَالَ ٱلۡكَـٰفِرُونَ هَـٰذَا شَیۡءٌ عَجِیبٌ

    عَجِبُوا ان جاآهُم مُنذِر مِنهُم فَقَالَ الکافرون هَذا شَیۡءٌ عجیب

    (که آنان نگرویدند) بلکه از اینکه هشداردهنده‌ای از خودشان برایشان آمد در شگفت شدند. پس کافران گفتند: «این (محمّد و حکایت معاد) چیزی عجیب است.»

  3. 3 أَءِذَا مِتۡنَا وَكُنَّا تُرَابࣰاۖ ذَ ٰ⁠لِكَ رَجۡعُۢ بَعِیدࣱ

    آءذا مِتۡنَا وَ کُنَّا ذَ ایمان لِکَ رَجْعُ بعید

    «آیا چون مُردیم و خاک شدیم (از نو زنده می‌شویم)؟ این بازگشتی بعید (و دور از عقل و منطق) است!»

  4. 4 قَدۡ عَلِمۡنَا مَا تَنقُصُ ٱلۡأَرۡضُ مِنۡهُمۡۖ وَعِندَنَا كِتَـٰبٌ حَفِیظُۢ

    غَد عَلِمنَا تَنقُصُ الارض وعِندَنَا کِتَابُون حفیظ

    (ما) همانا دانسته‌ایم آنچه را که زمین از (کیفیت) اجسادشان فرو می‌کاهد. و پیش ما کتابی [:نوشته‌ای] نگهبان است.

  5. 5 بَلۡ كَذَّبُوا۟ بِٱلۡحَقِّ لَمَّا جَاۤءَهُمۡ فَهُمۡ فِیۤ أَمۡرࣲ مَّرِیجٍ

    کَذّبو بلحق لَمَّا امر مریجین

    بلکه با حق هنگامی که برایشان آمده (همو را) تکذیب کردند. پس آنها در ژرفای کاری در هم و سر در گم (مانده)اند.

  6. 6 أَفَلَمۡ یَنظُرُوۤا۟ إِلَى ٱلسَّمَاۤءِ فَوۡقَهُمۡ كَیۡفَ بَنَیۡنَـٰهَا وَزَیَّنَّـٰهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجࣲ

    افلم یَنظُرُو اِلی آسمان فوقهم کیف بنیٰنها وَزَیَّنَّاهَا وَما لَهَا مِن فُرُوج

    پس مگر به آسمان بالای سرشان ننگریسته‌اند که چگونه آن را ساخته و پرداخته و زینتش داده‌ایم و برای آن هیچ گونه شکاف‌ها و سوراخ‌هایی نیست.

  7. 7 وَٱلۡأَرۡضَ مَدَدۡنَـٰهَا وَأَلۡقَیۡنَا فِیهَا رَوَ ٰ⁠سِیَ وَأَنۢبَتۡنَا فِیهَا مِن كُلِّ زَوۡجِۭ بَهِیجࣲ

    والارض مَدَنَها وا القینا فِیهَا رَوَ ایمان سِیَ و أنبتنا فِیهَا مِن کُلّی زوج بَهِیجࣲ

    و زمین را فرو کشیدیم و در آن (لنگرآسا) کوه‌هایی را فرو افکندیم و در آن از هرگونه جفت دل‌انگیزی رویاندیم.

  8. 8 تَبۡصِرَةࣰ وَذِكۡرَىٰ لِكُلِّ عَبۡدࣲ مُّنِیبࣲ

    تبصره وَذیکرا لِ کُل عبد مُنِیبࣲ

    (تا) برای هر بنده‌ی راهوار توبه‌کاری، بینش‌افزا و یادواره‌ای باشد.

  9. 9 وَنَزَّلۡنَا مِنَ ٱلسَّمَاۤءِ مَاۤءࣰ مُّبَـٰرَكࣰا فَأَنۢبَتۡنَا بِهِۦ جَنَّـٰتࣲ وَحَبَّ ٱلۡحَصِیدِ

    وَ نَزَّلْنَا مِنَ آسمان ما مبارک فَأَنۢبَتۡنَا بِهِی وَحَبَّ الحصید

    و از آسمان، آبی پربرکت به‌تدریج فرود آوردیم، پس با آن باغ‌ها و دانه‌های دروکردنی را رویانیدیم.

  10. 10 وَٱلنَّخۡلَ بَاسِقَـٰتࣲ لَّهَا طَلۡعࣱ نَّضِیدࣱ

    والنخله باسقات لَّهَا طلاون نظید

    و درختان خرما را (هم) در حالی که فراورده‌هایی روی هم چیده دارند.

  11. 11 رِّزۡقࣰا لِّلۡعِبَادِۖ وَأَحۡیَیۡنَا بِهِۦ بَلۡدَةࣰ مَّیۡتࣰاۚ كَذَ ٰ⁠لِكَ ٱلۡخُرُوجُ

    رزق لِلعِباد وَأَحْیَیْنَا بِهِی بلده میت کَذَ ایمان لِکَ الخروج

    حال آنکه (این‌ها همه) برای روزی بندگان (من) است. و با آن (آب) سرزمین مرده‌ای را زنده گردانیدیم. بیرون شدن مردگان (نیز) بدان‌گونه است.

  12. 12 كَذَّبَتۡ قَبۡلَهُمۡ قَوۡمُ نُوحࣲ وَأَصۡحَـٰبُ ٱلرَّسِّ وَثَمُودُ

    کَذَّبَت قبلهم قوم وَ أَصحاب الرس ثَمود

    پیش از ایشان قوم نوح و اصحاب رسّ و ثمود،

  13. 13 وَعَادࣱ وَفِرۡعَوۡنُ وَإِخۡوَ ٰ⁠نُ لُوطࣲ

    وعاد فرعون وَإِخوَ ایمان نُ

    و عاد و فرعون، برادران لوط،

  14. 14 وَأَصۡحَـٰبُ ٱلۡأَیۡكَةِ وَقَوۡمُ تُبَّعࣲۚ كُلࣱّ كَذَّبَ ٱلرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِیدِ

    وَ أَصحاب الایکه وقوم تُبّع کُل کَذَّبَ الرسل فَحَقَّ وعید

    و بیشه‌نشینان و قوم تُبّع، همه‌، فرستادگان (ما) را تکذیب کردند. پس وعده‌ی (عذاب) مرا سزاوار شدند.

  15. 15 أَفَعَیِینَا بِٱلۡخَلۡقِ ٱلۡأَوَّلِۚ بَلۡ هُمۡ فِی لَبۡسࣲ مِّنۡ خَلۡقࣲ جَدِیدࣲ

    افعیینا بل خلقی الاولی هم فی لَبۡسࣲ خَلق جَدِید

    پس مگر (ما) به آفرینش نخستین(مان) ناتوان شده‌ایم‌؟ (نه!) بلکه آنان از آفرینش جدید در شبهه‌اند.

  16. 16 وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَـٰنَ وَنَعۡلَمُ مَا تُوَسۡوِسُ بِهِۦ نَفۡسُهُۥۖ وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَیۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِیدِ

    وَ لَقَد خَلَقنَا الانسان ونعلم توسویسو بِهِی نَفْسُهُ وَ نَحنُ اقربو الیه حَبۡلِ الورید

    و ما بی‌گمان انسان را به‌راستی آفریدیم حال آنکه می‌دانیم نفس او چه وسوسه‌ای به او می‌کند و ما از شاهرگ (او) به او نزدیکتریم.

  17. 17 إِذۡ یَتَلَقَّى ٱلۡمُتَلَقِّیَانِ عَنِ ٱلۡیَمِینِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ قَعِیدࣱ

    اِذ یتلقی المتلقیان عَنِ الیمین واعن الشمالی قاعِد

    چون دو (فرشته‌ی) دریافت کننده‌- نشسته‌ای از راست و نشسته‌ای از چپ- (از اعمالش را) به خوبی دریافت می‌دارند.

  18. 18 مَّا یَلۡفِظُ مِن قَوۡلٍ إِلَّا لَدَیۡهِ رَقِیبٌ عَتِیدࣱ

    ما یَلْفِظُ مِن قَول اِلا لَدَیه رَقِیبٌ عَتید

    (آدمی) هیچ جریانی را به لفظ در نمی‌آورد مگر اینکه مراقبی آماده و نیرومند و حسابگر نزد اوست (و آن را به خوبی و درستی ضبط و ثبت می‌کند).

  19. 19 وَجَاۤءَتۡ سَكۡرَةُ ٱلۡمَوۡتِ بِٱلۡحَقِّۖ ذَ ٰ⁠لِكَ مَا كُنتَ مِنۡهُ تَحِیدُ

    وجاءت سَكْرَةُ الموت ذَ ایمان لِکَ کُنتَ مِنه تَحید

    و بیهوشی مرگ، به‌راستی در رسید (و) این همان است که از آن گریزان بوده‌ای.

  20. 20 وَنُفِخَ فِی ٱلصُّورِۚ ذَ ٰ⁠لِكَ یَوۡمُ ٱلۡوَعِیدِ

    وَنُفِخَ فی ذَ ایمان لِکَ یوم الوعید

    و در صور [:شیپور جان‌افزا] دمیده شد. این است روز تهدید (من).

  21. 21 وَجَاۤءَتۡ كُلُّ نَفۡسࣲ مَّعَهَا سَاۤىِٕقࣱ وَشَهِیدࣱ

    وجاءت کُلُّ نفس مَعَهَا ساعق وشهید

    و هر کسی آمد (در حالی که) با او سوق‌دهنده و گواهی‌دهنده‌ای است،

  22. 22 لَّقَدۡ كُنتَ فِی غَفۡلَةࣲ مِّنۡ هَـٰذَا فَكَشَفۡنَا عَنكَ غِطَاۤءَكَ فَبَصَرُكَ ٱلۡیَوۡمَ حَدِیدࣱ

    لقد کُنتَ فی غفلت هَذا فَكَشْفْنَا عنک غِطآءَکَ فَبَصَرُک الْیَوْمَ حدید

    (به او می‌گویند:) «همواره از این (حال) سخت در (ژرفای) غفلت بوده‌ای. پس ما پرده‌ات را (از جلو دیدگانت) برداشتیم‌. پس دیده‌ات امروز تیزبین است.»

  23. 23 وَقَالَ قَرِینُهُۥ هَـٰذَا مَا لَدَیَّ عَتِیدٌ

    وَ قالَ قَرینُهُ هَذا لَدَیَّ عَتیدٌ

    و (فرشته‌ی) همنشین او می‌گوید: «این است آنچه پیش من (به گونه‌ای محکم و روشن) نگهبانی شده است.»

  24. 24 أَلۡقِیَا فِی جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِیدࣲ

    القیا فی جهنم کُلا کفار عنید

    (به آن دو فرشته خطاب می‌شود:) «هر کافر سرسختی را در جهنم فرو افکنید.»

  25. 25 مَّنَّاعࣲ لِّلۡخَیۡرِ مُعۡتَدࣲ مُّرِیبٍ

    مَنّاع لِلْخَیر مُعْتَد مُریبٍ

    «(که) بسی باز دارنده‌ی از هر خیری (بوده) است و (هر) متجاوزِ شک مستند آورنده‌ای را نیز.»

  26. 26 ٱلَّذِی جَعَلَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَـٰهًا ءَاخَرَ فَأَلۡقِیَاهُ فِی ٱلۡعَذَابِ ٱلشَّدِیدِ

    الذی جَعَلَ مَعَ الله الاهان فَأَلْقِیَاهُ فی العذاب الشّدید

    «کسی که با خدا، خدایی دیگر قرار داده. پس (ای دو فرشته!) او را در عذاب شدید فرو افکنید.»

  27. 27 ۞ قَالَ قَرِینُهُۥ رَبَّنَا مَاۤ أَطۡغَیۡتُهُۥ وَلَـٰكِن كَانَ فِی ضَلَـٰلِۭ بَعِیدࣲ

    قالَ قَرینُهُ مَاۤ اطغیته ولٰکین کانا فی ضلال

    همدمش [:شیطان] گفت: «پروردگارمان! من او را به طغیان وا نداشتم، ولی (خودش) در گمراهی دور و درازی بوده است.»

  28. 28 قَالَ لَا تَخۡتَصِمُوا۟ لَدَیَّ وَقَدۡ قَدَّمۡتُ إِلَیۡكُم بِٱلۡوَعِیدِ

    قالَ تَخْتَسِپْمُ لَدَیَّ وقید قَدَّمْتُ بِلوَعید

    (خدا) فرمود: «در پیشگاه من (با همدیگر) مستیزید حال آنکه به‌راستی از پیش به شما هشدار این وعده‌ی عذاب را داده بودم.»

  29. 29 مَا یُبَدَّلُ ٱلۡقَوۡلُ لَدَیَّ وَمَاۤ أَنَا۠ بِظَلَّـٰمࣲ لِّلۡعَبِیدِ

    یُبَدَّلُ القال لَدَیَّ اَنا بظلم لِلْعَبِیدِ

    «پیش من (این) گفتمان دگرگون نمی‌گردد و من (نسبت) به بندگانم زیاد بیدادگر نیستم.»

  30. 30 یَوۡمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ ٱمۡتَلَأۡتِ وَتَقُولُ هَلۡ مِن مَّزِیدࣲ

    یوم لِ جَهَنَّم هَلِ امتلات وَتَقُولُ هل مِن مزید

    (همی بنگر) روزی را که (ما) به دوزخ می‌گوییم: «آیا پر شدی‌؟» و (او) می‌گوید: «آیا بیشتر (هم) هست‌؟»

  31. 31 وَأُزۡلِفَتِ ٱلۡجَنَّةُ لِلۡمُتَّقِینَ غَیۡرَ بَعِیدٍ

    وا اُزلیفَت الجنّة للمتقین غیر بعید

    و بهشت برای پرهیزگاران با آرایشی (ویژه) نزدیک آورده شد، حال آنکه دور (هم) نیست.

  32. 32 هَـٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِیظࣲ

    هَذا توعدونون لِ کُل اَوّابین حفیظ

    (و به آنان گویند:) «این همان است که وعده داده می‌شوید (و) برای هر بسیار راهوار (سوی خدا و) نگهدار (حدود خدا) است.»

  33. 33 مَّنۡ خَشِیَ ٱلرَّحۡمَـٰنَ بِٱلۡغَیۡبِ وَجَاۤءَ بِقَلۡبࣲ مُّنِیبٍ

    خَشِیَ الرحمن بلغیبی وجا بقلب مُنِیبٍ

    کسی که (خدای) رحمان را به پنهان هراس داشت و با دلی پیاپی بازگشت‌کننده‌ی سوی خدا آمد.

  34. 34 ٱدۡخُلُوهَا بِسَلَـٰمࣲۖ ذَ ٰ⁠لِكَ یَوۡمُ ٱلۡخُلُودِ

    اُذخُلوهَا بسلام ذَ ایمان لِکَ یوم الخلود

    «به سلامتی (و شادکامی) در آن درآی (که) این روز جاودانگی است.»

  35. 35 لَهُم مَّا یَشَاۤءُونَ فِیهَا وَلَدَیۡنَا مَزِیدࣱ

    ما یَشَاءُونَ فِیهَا ولادینا مَزِید

    هر چه بخواهند در آنجا برایشان (آماده) است و پیش ما فزون‌تر (از خواستارشان) است.

  36. 36 وَكَمۡ أَهۡلَكۡنَا قَبۡلَهُم مِّن قَرۡنٍ هُمۡ أَشَدُّ مِنۡهُم بَطۡشࣰا فَنَقَّبُوا۟ فِی ٱلۡبِلَـٰدِ هَلۡ مِن مَّحِیصٍ

    مِّن قرن هم اشد بَطش فَنَقَّبُوا۟ فی البلاد هل مِن ماحیص

    و چه بسیار نسل‌هایی را پیش از ایشان هلاک کردیم (که) ایشان حمله‌ورتر از اینان بودند. پس در شهرها پرسه‌ای زده بودند. (اما سرانجام) مگر گریزگاهی هست‌؟

  37. 37 إِنَّ فِی ذَ ٰ⁠لِكَ لَذِكۡرَىٰ لِمَن كَانَ لَهُۥ قَلۡبٌ أَوۡ أَلۡقَى ٱلسَّمۡعَ وَهُوَ شَهِیدࣱ

    اِنَّ فی ذَ ایمان لِکَ لَذِکرَىٰ کانا قَلْب اَو ال-قایا السَّمْعَ وَهُوَ شَهِید

    همانا در این (عقوبت‌ها) برای هر که دلی داشته و گوش (دل برای دریافت حق) افکنده - در حالی که خود هم گواه است- بی‌گمان یادواره‌ای (درخشان) است.

  38. 38 وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلسَّمَـٰوَ ٰ⁠تِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَیۡنَهُمَا فِی سِتَّةِ أَیَّامࣲ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبࣲ

    وَ لَقَد خَلَقنَا السَّماء ایمان ته والارض وَما بَینَهُمَا فی سِتَّه ایّام وَما مسنا مِن لُغُوب

    به‌راستی ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آن دو است بی‌چون در شش روز [:زمان] آفریدیم. و هرگز ما را هیچ‌گونه خستگی لمس نکرد.

  39. 39 فَٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَا یَقُولُونَ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ قَبۡلَ طُلُوعِ ٱلشَّمۡسِ وَقَبۡلَ ٱلۡغُرُوبِ

    فاصبر علی یقولون وَ سَبِّح بِحَمْدِ رَبِّک قبله طُلُوعِ اش‌شمسی وقبل الغروب

    پس بر آنچه می‌گویند صبر کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از غروب با ستایش پروردگارت تسبیح گوی.

  40. 40 وَمِنَ ٱلَّیۡلِ فَسَبِّحۡهُ وَأَدۡبَـٰرَ ٱلسُّجُودِ

    وَمِن اللیل فَسَبِّحُه وا اَدبار السجود

    و پاره‌ای از شب و به دنباله‌های سجود او را تسبیح گوی.

  41. 41 وَٱسۡتَمِعۡ یَوۡمَ یُنَادِ ٱلۡمُنَادِ مِن مَّكَانࣲ قَرِیبࣲ

    وَستَم یوم یُنَادِ المنادی مِن مکان قَرِیب

    و روزی که منادی از جایی نزدیک ندا در دهد، به‌گوش (و به‌هوش) باش.

  42. 42 یَوۡمَ یَسۡمَعُونَ ٱلصَّیۡحَةَ بِٱلۡحَقِّۚ ذَ ٰ⁠لِكَ یَوۡمُ ٱلۡخُرُوجِ

    یوم یسمعون الصیحه ذَ ایمان لِکَ یوم الخروج

    روزی که فریاد رستاخیز [:جان‌خواه] را بحقّ می‌شنوند، آن (روز)، روز بیرون آمدن (از گورستان مرگ به آستانه‌ی زندگی) است.

  43. 43 إِنَّا نَحۡنُ نُحۡیِۦ وَنُمِیتُ وَإِلَیۡنَا ٱلۡمَصِیرُ

    نَحنُ نُحیی ونمیتو وَإِلَیۡنَا المصیر

    بی‌گمان ما (هم)آنیم که خود زنده می‌کنیم و (هم‌) خود می‌میرانیم و همه‌ی برگشت‌ها تنها سوی ماست.

  44. 44 یَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلۡأَرۡضُ عَنۡهُمۡ سِرَاعࣰاۚ ذَ ٰ⁠لِكَ حَشۡرٌ عَلَیۡنَا یَسِیرࣱ

    یوم تَشَقُّقُ الارض انهُم ذَ ایمان لِکَ حَشر عَلَینا

    روزی که زمین به سرعت از (اجساد) آنان جدا و شکافته می‌شود. این گردآوری برما آسان است.

  45. 45 نَّحۡنُ أَعۡلَمُ بِمَا یَقُولُونَۖ وَمَاۤ أَنتَ عَلَیۡهِم بِجَبَّارࣲۖ فَذَكِّرۡ بِٱلۡقُرۡءَانِ مَن یَخَافُ وَعِیدِ

    نَحنُ اَعلَم بِمَا اَنتَ بِجَبّار فَذکّیر بل قرآن مَن یخافو وعید

    ما بدانچه می‌گویند داناتریم و تو به اجبار وادار کننده‌ی آنان (به ایمان) نیستی. پس با قرآن هر که را از تهدید من می‌ترسد یادآوری کن.

این سوره به زبان‌های دیگر