Fussilat
فَصّلت
تفسیر شده
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَـٰنِ ٱلرَّحِیمِ
بِسمِ الله الرحمان الرحیم
- 1 حمۤ
حم
حم.
- 2 تَنزِیلࣱ مِّنَ ٱلرَّحۡمَـٰنِ ٱلرَّحِیمِ
تنزیل مِّنَ الرحمان الرحیم
(این وحی) فروفرستادهای است تدریجی از (جانب) خدای رحمتگر بر آفریدگان، رحمتگر بر ویژگان.
- 3 كِتَـٰبࣱ فُصِّلَتۡ ءَایَـٰتُهُۥ قُرۡءَانًا عَرَبِیࣰّا لِّقَوۡمࣲ یَعۡلَمُونَ
کِتَاب فصلت آیاتُهُ قرآن عربی لِقومن یَعْلَمُونَ
کتابی است (که) آیات آن، (با همهی فشردگیش) با کمال روشنی تبیین شده. قرآنی است روشنزبان برای مردمی که (زبان روشن را) میدانند.
- 4 بَشِیرࣰا وَنَذِیرࣰا فَأَعۡرَضَ أَكۡثَرُهُمۡ فَهُمۡ لَا یَسۡمَعُونَ
بشیر ونذیرن فأعرض اکثرهم یسمعون
حال آنکه بشارتگر و هشداردهنده است و (اما) بیشتر آنان (از آن) رویگرداندند. پس آنان (این شنیدنیها را) نمیشنوند.
- 5 وَقَالُوا۟ قُلُوبُنَا فِیۤ أَكِنَّةࣲ مِّمَّا تَدۡعُونَاۤ إِلَیۡهِ وَفِیۤ ءَاذَانِنَا وَقۡرࣱ وَمِنۢ بَیۡنِنَا وَبَیۡنِكَ حِجَابࣱ فَٱعۡمَلۡ إِنَّنَا عَـٰمِلُونَ
وَ قالُوا قولوبونا اکنه مِمّا تَدعونا الیه اذانینا وقر بیننا وبینک حجاب فایل اِنّا عامِلون
و گفتند: «دلهای ما از آنچه ما را سوی آن میخوانی (و میخواهی) سخت در پوششهایی است، و در گوشهایمان سنگینی و میان ما و تو پردهای است؛ پس تو کار خود را انجام بده، (که) ما (نیز) همواره (کار خود را) انجام دهندهایم.»
- 6 قُلۡ إِنَّمَاۤ أَنَا۠ بَشَرࣱ مِّثۡلُكُمۡ یُوحَىٰۤ إِلَیَّ أَنَّمَاۤ إِلَـٰهُكُمۡ إِلَـٰهࣱ وَ ٰحِدࣱ فَٱسۡتَقِیمُوۤا۟ إِلَیۡهِ وَٱسۡتَغۡفِرُوهُۗ وَوَیۡلࣱ لِّلۡمُشۡرِكِینَ
قل اِنَّما اَنا بَشَر مِثلُکُم الیه الهوکم اله و ایمان حِد فاستقیموا الیه واسغفروه وَیل للمشرکین
بگو: «من تنها بشری چون شمایم (جز اینکه) به من وحی میشود که خدای شما خدایی است یگانه. پس (بعد از هر گونه کژی) فراسوی او پایداری پربها و راستا و پای برجا بجویید و از او پوشش بخواهید. و وای بر مشرکان!»
- 7 ٱلَّذِینَ لَا یُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَهُم بِٱلۡـَٔاخِرَةِ هُمۡ كَـٰفِرُونَ
الذین یو'تونا بِٱلۡـَٔاخِرَةِ هم کافرون
کسانی که زکات نمیدهند و ایشان به آخرت کافرانند.
- 8 إِنَّ ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ لَهُمۡ أَجۡرٌ غَیۡرُ مَمۡنُونࣲ
اِنَّ الذین امنوا وَ عَمِلُوا الصالحات لَهُم اجر غیر ممنون
کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته(ی ایمان) کردهاند، بیگمان برایشان پاداشی بیپایان و بیمنت و ناگسستنی است.
- 9 ۞ قُلۡ أَىِٕنَّكُمۡ لَتَكۡفُرُونَ بِٱلَّذِی خَلَقَ ٱلۡأَرۡضَ فِی یَوۡمَیۡنِ وَتَجۡعَلُونَ لَهُۥۤ أَندَادࣰاۚ ذَ ٰلِكَ رَبُّ ٱلۡعَـٰلَمِینَ
قل آئینّکم لَتَکفُرون خَلَق الارض فی یومَین وَتَجْعَلُونَ اندادان ذَ ایمان لِکَ رَبُّ العالمین
بگو: «آیا (این) شمایید، که بیگمان به آن کسی که زمین را در دو روز [:زمان] آفرید، همی کفر میورزید و برای او همتایانی قرار میدهید؟ این (بزرگ)، پروردگار جهانیان است.»
- 10 وَجَعَلَ فِیهَا رَوَ ٰسِیَ مِن فَوۡقِهَا وَبَـٰرَكَ فِیهَا وَقَدَّرَ فِیهَاۤ أَقۡوَ ٰتَهَا فِیۤ أَرۡبَعَةِ أَیَّامࣲ سَوَاۤءࣰ لِّلسَّاۤىِٕلِینَ
وجعل فِیهَا رَوَ ایمان سِیَ مِن فوقها وبارک فِیهَا وقدر اقوا ایمان تها اربعۀ ایّام سَوَاۤءࣰ للسائلین
و در (سفینهی) زمین، از فراز آن (لنگر آسا) کوهها(یی همچون میخ در بن زمین) و در آن برکتی فراوان پدید آورد و خوراکیهای آن را در چهار روز [:زمان] (دیگر) اندازهگیری کرد (که) برای خواهندگان (به گونهای) برابر (با یکدیگر و با نیازشان) است.
- 11 ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰۤ إِلَى ٱلسَّمَاۤءِ وَهِیَ دُخَانࣱ فَقَالَ لَهَا وَلِلۡأَرۡضِ ٱئۡتِیَا طَوۡعًا أَوۡ كَرۡهࣰا قَالَتَاۤ أَتَیۡنَا طَاۤىِٕعِینَ
ثُمَّ اِلی آسمان وَهِیَ دُخان فَقَالَ لَهَا ولیلاردی ایتیا طوعاً اَو کرهان قالَتا آتَیینا طاعین
سپس آهنگ (آفرینش) آسمان کرد، در حالی که بخاری (گازین) بود. پس به آن و به زمین (با سخنی تکوینی) فرمود: «خواه یا ناخواه بیایید.» آن دو گفتند: «فرمانپذیر آمدیم.»
- 12 فَقَضَىٰهُنَّ سَبۡعَ سَمَـٰوَاتࣲ فِی یَوۡمَیۡنِ وَأَوۡحَىٰ فِی كُلِّ سَمَاۤءٍ أَمۡرَهَاۚ وَزَیَّنَّا ٱلسَّمَاۤءَ ٱلدُّنۡیَا بِمَصَـٰبِیحَ وَحِفۡظࣰاۚ ذَ ٰلِكَ تَقۡدِیرُ ٱلۡعَزِیزِ ٱلۡعَلِیمِ
فَقَضاهُنَّ سَبۡعَ سَمَـٰوَات فی یومَین واحیا فی کُلّی سَماءٍ امرها وَزَیَّنَّا آسَسَماء دنیا بِمَصَـٰبِیحَ وَهِفزان ذَ ایمان لِکَ تَقدیر العزیز العلیم
پس آنها را (به صورت) هفت آسمان، در دو روز [:زمان] مقرّر داشت و در هر آسمان کار (مربوط به) آن را وحی فرمود. و آسمان نزدیکتر را به چراغهایی (از ستارگان) بیاراستیم و (نیز) برای نگهبانی (از دزدان آسمانی). این است اندازهگیری آن عزیز بسیار دانا.
- 13 فَإِنۡ أَعۡرَضُوا۟ فَقُلۡ أَنذَرۡتُكُمۡ صَـٰعِقَةࣰ مِّثۡلَ صَـٰعِقَةِ عَادࣲ وَثَمُودَ
اعراضوه فقل انذرتکم صاعقه مثل صاعقه ثَمود
پس اگر روی برتافتند بگو: «شما را از خروشی آتشین، چون آذرخش عاد و ثمود بر حذر داشتم.»
- 14 إِذۡ جَاۤءَتۡهُمُ ٱلرُّسُلُ مِنۢ بَیۡنِ أَیۡدِیهِمۡ وَمِنۡ خَلۡفِهِمۡ أَلَّا تَعۡبُدُوۤا۟ إِلَّا ٱللَّهَۖ قَالُوا۟ لَوۡ شَاۤءَ رَبُّنَا لَأَنزَلَ مَلَـٰۤىِٕكَةࣰ فَإِنَّا بِمَاۤ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ كَـٰفِرُونَ
اِذ جائتهم الرسول بین اَیدیهیم خلیفهم الا تعبدوا اِلا لَو شا لَأَنزَلَ ارسیلتوم بِهِی کافرون
چون فرستادگان (ما) از پیش رویشان و از پشت (سر)شان سویشان آمدند (و گفتند:) «جز خدا را نپرستید»، گفتند: «اگر پروردگار ما میخواست، همانا (برایمان) فرشتگانی فرو میفرستاد. پس بیگمان ما به آنچه بدان فرستاده شدهاید کافریم.»
- 15 فَأَمَّا عَادࣱ فَٱسۡتَكۡبَرُوا۟ فِی ٱلۡأَرۡضِ بِغَیۡرِ ٱلۡحَقِّ وَقَالُوا۟ مَنۡ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةًۖ أَوَلَمۡ یَرَوۡا۟ أَنَّ ٱللَّهَ ٱلَّذِی خَلَقَهُمۡ هُوَ أَشَدُّ مِنۡهُمۡ قُوَّةࣰۖ وَكَانُوا۟ بِـَٔایَـٰتِنَا یَجۡحَدُونَ
فأمّا عاد فاستکبروا فی الارض بِغَیْر الحق وَ قالُوا اشد مِنَّا قُوَّتَن اولم یَرَو اَنَّ الله الذی خَلَقَهُم هُوَ اشد مِنهُم وَ کانُوا بِـَٔایَـٰتِنَا یحجدون
پس اما عادیان، بناحق در زمین سر تکبر برافراشتند و گفتند: «از ما نیرومندتر کیست؟» آیا و ندیدند که آن خدایی که خلقشان کرده، (هم)او از ایشان نیرومندتر است؟ حال آنکه آنان آیات ما را انکار (و انگار) میکردهاند.
- 16 فَأَرۡسَلۡنَا عَلَیۡهِمۡ رِیحࣰا صَرۡصَرࣰا فِیۤ أَیَّامࣲ نَّحِسَاتࣲ لِّنُذِیقَهُمۡ عَذَابَ ٱلۡخِزۡیِ فِی ٱلۡحَیَوٰةِ ٱلدُّنۡیَاۖ وَلَعَذَابُ ٱلۡـَٔاخِرَةِ أَخۡزَىٰۖ وَهُمۡ لَا یُنصَرُونَ
فَأَرۡسَلۡنَا عَلَیهِم رِیحان صرصران ایّام نحسات لنوذیکهُم عَذاب الخزی فی الحیوة ولعذاب الآخرة اخزی وَهُم یُنصَرُونَ
پس بر آنان تندبادی توفنده و زیانبار و بسی سرد، در روزهایی شوم فرستادیم تا در زندگی دنیا عذاب رسوایی را بدانان بچشانیم و عذاب آخرت بیگمان رسواکنندهتر است؛ حال آنکه آنان یاری نشوند.
- 17 وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَیۡنَـٰهُمۡ فَٱسۡتَحَبُّوا۟ ٱلۡعَمَىٰ عَلَى ٱلۡهُدَىٰ فَأَخَذَتۡهُمۡ صَـٰعِقَةُ ٱلۡعَذَابِ ٱلۡهُونِ بِمَا كَانُوا۟ یَكۡسِبُونَ
وَ أَمَّا ثَمود فهدیناهم فَاستَحَبّو الاَعمی علی فَأَخَذَتۡهُمۡ صاعقه العذاب ال-هونی بِمَا کانو یَکسِبون
و اما ثمودیان؛ پس آنان را راه نمودیم؛ پس کوردلی (و گمراهی) را بر هدایت ترجیح دادند. پس به (کیفر) آنچه مرتکب میشدهاند، خروش آتشِ زبانهدارِ عذابِ خفّتبار آنان را بر گرفت.
- 18 وَنَجَّیۡنَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ وَكَانُوا۟ یَتَّقُونَ
وَنَجَّینا الذین امنوا وَ کانُوا یَتَّقُونَ
و کسانی را که ایمان آوردند و پروا میداشتهاند رهانیدیم.
- 19 وَیَوۡمَ یُحۡشَرُ أَعۡدَاۤءُ ٱللَّهِ إِلَى ٱلنَّارِ فَهُمۡ یُوزَعُونَ
وَیوم یُحشَرُ اعداء الله اِلی اَننار یوزعون
و (یاد کن) روزی را که دشمنان خدا فراسوی آتش گرد آورده شدهاند. پس ناگزیر و ناگریز (در آن) جمع میگردند.
- 20 حَتَّىٰۤ إِذَا مَا جَاۤءُوهَا شَهِدَ عَلَیۡهِمۡ سَمۡعُهُمۡ وَأَبۡصَـٰرُهُمۡ وَجُلُودُهُم بِمَا كَانُوا۟ یَعۡمَلُونَ
اِزا جاآهُهَا شهید عَلَیهِم سَمعهُم و دیدگانشان وجولودوهوم بِمَا کانو یَعْمَلُونَ
تا چون بدان رسند، گوشهاشان و دیدگانشان و پوستها [:بدنها]شان به آنچه میکردهاند گواهی میدهند.
- 21 وَقَالُوا۟ لِجُلُودِهِمۡ لِمَ شَهِدتُّمۡ عَلَیۡنَاۖ قَالُوۤا۟ أَنطَقَنَا ٱللَّهُ ٱلَّذِیۤ أَنطَقَ كُلَّ شَیۡءࣲۚ وَهُوَ خَلَقَكُمۡ أَوَّلَ مَرَّةࣲ وَإِلَیۡهِ تُرۡجَعُونَ
وَ قالُوا لِجُلُودِهِم لِمَ شَهِدتُّم قالوا انطقنا الله انطق کُلا وَهُوَ خَلَقَكُم اوّل مَرَّه وَ إِلَیْهِ تورجَعون
و به پوستها [:بدنها]شان گفتند: «چرا بر ضدّ ما شهادت دادید؟» (در پاسخ) گفتند: «همان خدایی که هر چیزی را به زبان در آورده، ما را (نیز) گویا گردانیده است، حال آنکه او نخستین بار شما را آفرید و تنها سوی او برگردانیده میشوید.»
- 22 وَمَا كُنتُمۡ تَسۡتَتِرُونَ أَن یَشۡهَدَ عَلَیۡكُمۡ سَمۡعُكُمۡ وَلَاۤ أَبۡصَـٰرُكُمۡ وَلَا جُلُودُكُمۡ وَلَـٰكِن ظَنَنتُمۡ أَنَّ ٱللَّهَ لَا یَعۡلَمُ كَثِیرࣰا مِّمَّا تَعۡمَلُونَ
وَما تَستَتیرون ان یشهد علیکم سَمعُکُم وَلَا ابصاروکم جُلُودُکُم ولٰکین ظَنَنتُم اَنَّ الله یعلم مِمّا تَعْمَلُونَ
و (شما) از اینکه مبادا گوشهاتان و دیدگانتان و پوستهایتان بر ضدّ شما گواهی دهند تاب و توان پوششی (از آنها) نمیداشتید. لیکن گمان داشتید که خدا بسیاری از آنچه را عمل میکنید نمیداند.
- 23 وَذَ ٰلِكُمۡ ظَنُّكُمُ ٱلَّذِی ظَنَنتُم بِرَبِّكُمۡ أَرۡدَىٰكُمۡ فَأَصۡبَحۡتُم مِّنَ ٱلۡخَـٰسِرِینَ
وَذَ ایمان لکم ظَنُّکُم الذی بِرَبِّکُم اردیاکم فاصبحتم مِّنَ الخاسرین
و همین است گمانتان که دربارهی پروردگارتان بردید؛ شما را با نکوهش هلاک کرد و از زیانکاران شدید.
- 24 فَإِن یَصۡبِرُوا۟ فَٱلنَّارُ مَثۡوࣰى لَّهُمۡۖ وَإِن یَسۡتَعۡتِبُوا۟ فَمَا هُم مِّنَ ٱلۡمُعۡتَبِینَ
فَإِن یَصۡبِرُوا۟ فَٱلنَّارُ مثوی وَإِن یستعیتبوا فَمَا مِّنَ المعتبین
پس اگر شکیبایی نمایند، جایگاهشان (همان) آتش است و اگر (هم) از در سرزنش (خود) در آیند (این هم) از آنان پذیرفتنی نیست.
- 25 ۞ وَقَیَّضۡنَا لَهُمۡ قُرَنَاۤءَ فَزَیَّنُوا۟ لَهُم مَّا بَیۡنَ أَیۡدِیهِمۡ وَمَا خَلۡفَهُمۡ وَحَقَّ عَلَیۡهِمُ ٱلۡقَوۡلُ فِیۤ أُمَمࣲ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِم مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِۖ إِنَّهُمۡ كَانُوا۟ خَـٰسِرِینَ
وَ قَیَّضنا لَهُم قرآن فَزَیَّنُوا۟ ما بین اَیدیهیم وَما خلفهم وَحَقَّ عَلَیهِمُ القال اُمَم غَد خَلَت مِن مِّنَ الجن اِنَّهُم کانو خَـٰسِرِینَ
و برای آنان دمسازانی (همچون خودشان) برگماشتیم. پس آنچه را پیش رویشان و آنچه در پی آنان بود در نظرشان زیبا جلوه دادند، و فرمان (عذاب) در میان امتهایی از جن و انس که پیش از آنان همچنان درگذشتند برایشان واجب آمد؛ چرا که آنان بیامان (از) زیانکاران بودهاند.
- 26 وَقَالَ ٱلَّذِینَ كَفَرُوا۟ لَا تَسۡمَعُوا۟ لِهَـٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ وَٱلۡغَوۡا۟ فِیهِ لَعَلَّكُمۡ تَغۡلِبُونَ
وَ قالَ الذین کَفَرُوا۟ تَسمَعوا لِهَذا ولغوا فِیهِ لعلکم تَغلیبون
و کسانی که کافر شدند گفتند: «برای این قرآن (و پیشبردِ آن) گوش فرا مدهید و در آن لغو و سخنان بیجا بیفکنید، شاید شما پیروز شوید.»
- 27 فَلَنُذِیقَنَّ ٱلَّذِینَ كَفَرُوا۟ عَذَابࣰا شَدِیدࣰا وَلَنَجۡزِیَنَّهُمۡ أَسۡوَأَ ٱلَّذِی كَانُوا۟ یَعۡمَلُونَ
فَلَنُذِیقَنَّ الذین کَفَرُوا۟ عذاباً شَدِیداً وَلَنَجزیَنَّهُم اسوا الذی کانو یَعْمَلُونَ
پس کسانی را که کافر شدند همانا بیگمان عذابی سخت میچشانیم و آنان را بیچون و بیامان به بدترین اعمالشان که میکردهاند جزا میدهیم.
- 28 ذَ ٰلِكَ جَزَاۤءُ أَعۡدَاۤءِ ٱللَّهِ ٱلنَّارُۖ لَهُمۡ فِیهَا دَارُ ٱلۡخُلۡدِ جَزَاۤءَۢ بِمَا كَانُوا۟ بِـَٔایَـٰتِنَا یَجۡحَدُونَ
ذَ ایمان لِکَ جَزَاۤءُ اعداء الله آن نار لَهُم فِیهَا دار الخلد جزا بِمَا کانو بِـَٔایَـٰتِنَا یحجدون
این است سزای دشمنان خدا: آتش، که در آن برایشان خانهی ماندنی است. حال آنکه جزایی به کیفر آن است که نشانههای ما را (دانسته) انکار (و انگار) میکردهاند.
- 29 وَقَالَ ٱلَّذِینَ كَفَرُوا۟ رَبَّنَاۤ أَرِنَا ٱلَّذَیۡنِ أَضَلَّانَا مِنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ نَجۡعَلۡهُمَا تَحۡتَ أَقۡدَامِنَا لِیَكُونَا مِنَ ٱلۡأَسۡفَلِینَ
وَ قالَ الذین کَفَرُوا۟ رَبَّنا آرنا الذین اضلانا مِنَ الجن وال-انس نجعلهم تَحتَ اقدامینا لیکُونا مِنَ الاسفلین
و کسانی که کفر ورزیدند گفتند: «پروردگارمان! آن دو -از جن و انس- که ما را گمراه کردند به ما نشان ده، تا آنها را زیر قدمهایمان بگذاریم، تا از پستترین (کسان) باشند.»
- 30 إِنَّ ٱلَّذِینَ قَالُوا۟ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَـٰمُوا۟ تَتَنَزَّلُ عَلَیۡهِمُ ٱلۡمَلَـٰۤىِٕكَةُ أَلَّا تَخَافُوا۟ وَلَا تَحۡزَنُوا۟ وَأَبۡشِرُوا۟ بِٱلۡجَنَّةِ ٱلَّتِی كُنتُمۡ تُوعَدُونَ
اِنَّ الذین الله ثُمَّ استقاموا تتنزل عَلَیهِمُ المَلائِکة الا تَخافُوا تحزنو و بشارت دهید بل جنّت اللتی توعدونون
به راستی کسانی که گفتند: «پروردگار ما خداست» سپس (در گفتارشان) ایستادگی کردند، فرشتگان دمادم بر آنان فرود میآیند (و میگویند:) «بیم مدارید و غمین نباشید و یکدیگر را به بهشتی که وعده یافتهبودید شادباشگویید.»
- 31 نَحۡنُ أَوۡلِیَاۤؤُكُمۡ فِی ٱلۡحَیَوٰةِ ٱلدُّنۡیَا وَفِی ٱلۡـَٔاخِرَةِۖ وَلَكُمۡ فِیهَا مَا تَشۡتَهِیۤ أَنفُسُكُمۡ وَلَكُمۡ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ
نَحنُ اولیائوکم فی الحیوة دنیا وَفی ولکم فِیهَا تَشۡتَهِیۤ انفسکم ولکم فِیهَا تَدَّعون
«در زندگی دنیا و در آخرت ما دوستان و یاوران شماییم و در آن (بهشت) هر چه میل داشته باشید برای شماست و هر چه خواستار باشید در آنجا خواهید داشت؛»
- 32 نُزُلࣰا مِّنۡ غَفُورࣲ رَّحِیمࣲ
نُزُلࣰا
«میهمانسرای آمادهای که از سوی (خدای) پوشندهی رحمتگر بر ویژگان است.»
- 33 وَمَنۡ أَحۡسَنُ قَوۡلࣰا مِّمَّن دَعَاۤ إِلَى ٱللَّهِ وَعَمِلَ صَـٰلِحࣰا وَقَالَ إِنَّنِی مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِینَ
احسنو قَولَن میمن دَعَا اِلی الله وعمله صالح وَ قالَ اِنَّنی مِنَ المسلمین
و کیست خوشگفتارتر از آن کس که سوی خدا دعوت کرد و کاری شایسته نمود و گفت: «من همواره (در برابر خدا) از تسلیمشدگانم.»
- 34 وَلَا تَسۡتَوِی ٱلۡحَسَنَةُ وَلَا ٱلسَّیِّئَةُۚ ٱدۡفَعۡ بِٱلَّتِی هِیَ أَحۡسَنُ فَإِذَا ٱلَّذِی بَیۡنَكَ وَبَیۡنَهُۥ عَدَ ٰوَةࣱ كَأَنَّهُۥ وَلِیٌّ حَمِیمࣱ
تَستوی الحسنه السّیّئه ادفه بِٱلَّتِی هِیَ احسنو فَإِذَا الذی بینک وبینه عدَ ایمان وه کأنهحو ولیّون حمیم
و (هرگز) نه نیکی و نه بدی (با یکدیگر) برابر نیستند. بدی را بدانگونه که بهتر است دفع کن؛ آنگاه کسی که میان تو و میان او دشمنی است، گویی دوستی بس (خون)گرم (و هم جوش) است.
- 35 وَمَا یُلَقَّىٰهَاۤ إِلَّا ٱلَّذِینَ صَبَرُوا۟ وَمَا یُلَقَّىٰهَاۤ إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیمࣲ
وَما یولقّاها اِلا الذین صبرو وَما یولقّاها اِلا ذُو حَظّ عَظیم
و این (خصلت) را جز کسانی که شکیبا بودند درنیابند و آن را جز صاحب بهرهای بزرگ، در نخواهد یافت.
- 36 وَإِمَّا یَنزَغَنَّكَ مِنَ ٱلشَّیۡطَـٰنِ نَزۡغࣱ فَٱسۡتَعِذۡ بِٱللَّهِۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِیعُ ٱلۡعَلِیمُ
وَ اِمّا یَنزَغَنَّكَ مِنَ الشّیطون نزغ فَستَعِذ اِنَّهُ هُوَ السّمیع العلیم
و اگر بیگمان کششی (دمدمهای) از شیطان تو را از جای برکَنَد، پس به خدا پناه ببر. همانا، همو بسیار شنوای بسی داناست.
- 37 وَمِنۡ ءَایَـٰتِهِ ٱلَّیۡلُ وَٱلنَّهَارُ وَٱلشَّمۡسُ وَٱلۡقَمَرُۚ لَا تَسۡجُدُوا۟ لِلشَّمۡسِ وَلَا لِلۡقَمَرِ وَٱسۡجُدُوا۟ لِلَّهِ ٱلَّذِی خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمۡ إِیَّاهُ تَعۡبُدُونَ
اللیل والنَّهار وَشّمسُ تسجودو لِلشَّمس لِلْقَمَر واسجودو لِلَّهِ الذی خَلَقَهُنَّ اِن ایّاهُ تعبدون
و از نشانههای او شب و روز و خورشید و ماه است؛ نه برای خورشید سجده کنید و نه برای ماه. و اگر تنها او را میپرستید، تنها برای خدایی سجده کنید که آنها را آفریده است.
- 38 فَإِنِ ٱسۡتَكۡبَرُوا۟ فَٱلَّذِینَ عِندَ رَبِّكَ یُسَبِّحُونَ لَهُۥ بِٱلَّیۡلِ وَٱلنَّهَارِ وَهُمۡ لَا یَسۡـَٔمُونَ ۩
فا-اِین استکبروا فالّذین عِندَ رَبِّک یُسَبِّحُونَ بیلایل وَالنَّهَارِ وَهُم یسٔمون
پس اگر کبر ورزیدند، کسانی که (در عبودیت و معرفت) نزد پروردگارشانند برایش شباروز تسبیح گویند، حال آنکه آنان رنجور (و خسته) نمیشوند.
- 39 وَمِنۡ ءَایَـٰتِهِۦۤ أَنَّكَ تَرَى ٱلۡأَرۡضَ خَـٰشِعَةࣰ فَإِذَاۤ أَنزَلۡنَا عَلَیۡهَا ٱلۡمَاۤءَ ٱهۡتَزَّتۡ وَرَبَتۡۚ إِنَّ ٱلَّذِیۤ أَحۡیَاهَا لَمُحۡیِ ٱلۡمَوۡتَىٰۤۚ إِنَّهُۥ عَلَىٰ كُلِّ شَیۡءࣲ قَدِیرٌ
اَنَّکَ تَرا الارض عَلَیهَا الماء اهتزت وَرَبَت اِنَّ اَحیاهَا لَمُحیِ اِنَّهُ علی کُلّی شَیء قدیر
و از نشانههای اوست، که تو زمین را بهراستی افسرده مینگری. پس چون باران بر آن فرو ریزیم به جنبش در آید و بر دمد. (آری،) همان کسی که آن را زندگی بخشید، همانا زندهکنندهی مردگان است. بهراستی او بر هر چیزی بس تواناست.
- 40 إِنَّ ٱلَّذِینَ یُلۡحِدُونَ فِیۤ ءَایَـٰتِنَا لَا یَخۡفَوۡنَ عَلَیۡنَاۤۗ أَفَمَن یُلۡقَىٰ فِی ٱلنَّارِ خَیۡرٌ أَم مَّن یَأۡتِیۤ ءَامِنࣰا یَوۡمَ ٱلۡقِیَـٰمَةِۚ ٱعۡمَلُوا۟ مَا شِئۡتُمۡ إِنَّهُۥ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِیرٌ
اِنَّ الذین یولحیدون آیاتنا یخفظونه افامن یولقا فی اَننار خَیرٌ مَن آمین یوم اعملو شِئۡتُمۡ اِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بصیرون
بیامان کسانی که آیات ما را (از آشکاری) در خاک (عناد و جهالت) پوشیده میدارند بر ما پوشیده نیستند. آیا پس آنکه در آتش افکنده میشود بهتر است، یا کسی که در روز قیامت آسوده خاطر و با آرامش میآید؟ هر چه خواهید بکنید (که) بهراستی او به آنچه انجام میدهید بیناست.
- 41 إِنَّ ٱلَّذِینَ كَفَرُوا۟ بِٱلذِّكۡرِ لَمَّا جَاۤءَهُمۡۖ وَإِنَّهُۥ لَكِتَـٰبٌ عَزِیزࣱ
اِنَّ الذین کَفَرُوا۟ بلذکری لَمَّا وَإِنَّهُ لکتابون عزیز
کسانی که به این یادواره [:قرآن] - چون بدیشان رسید- کفر ورزیدند (به کیفر خود میرسند). و بهراستی آن کتابی است عزیز.
- 42 لَّا یَأۡتِیهِ ٱلۡبَـٰطِلُ مِنۢ بَیۡنِ یَدَیۡهِ وَلَا مِنۡ خَلۡفِهِۦۖ تَنزِیلࣱ مِّنۡ حَكِیمٍ حَمِیدࣲ
لا یَأتیهِ الباطل بین یدیهی تنزیل حکیم
از پیش رویش و از پشت (سر)ش باطل سویش نیاید؛ فرو فرستادهای پیاپی از حکیمی بس ستوده است.
- 43 مَّا یُقَالُ لَكَ إِلَّا مَا قَدۡ قِیلَ لِلرُّسُلِ مِن قَبۡلِكَۚ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغۡفِرَةࣲ وَذُو عِقَابٍ أَلِیمࣲ
ما یوقالو لَکَ اِلا غَد قِیلَ لِلرُّسُلِ مِن اِنَّ رَبَّک لَذُو مَغفِرَت وَذُو عِقاب
به تو جز آنچه به پیامبران پیش از تو گفته شده است گفته نمیشود. بهراستی پروردگارت همواره صاحب پوشش و دارندهی عِقابی ]:پیگیریای[ پردرد است.
- 44 وَلَوۡ جَعَلۡنَـٰهُ قُرۡءَانًا أَعۡجَمِیࣰّا لَّقَالُوا۟ لَوۡلَا فُصِّلَتۡ ءَایَـٰتُهُۥۤۖ ءَا۬عۡجَمِیࣱّ وَعَرَبِیࣱّۗ قُلۡ هُوَ لِلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ هُدࣰى وَشِفَاۤءࣱۚ وَٱلَّذِینَ لَا یُؤۡمِنُونَ فِیۤ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرࣱ وَهُوَ عَلَیۡهِمۡ عَمًىۚ أُو۟لَـٰۤىِٕكَ یُنَادَوۡنَ مِن مَّكَانِۭ بَعِیدࣲ
وَلَاو جعَلناه قرآن اعجمی لَقَالُوا۟ لولا فصلت آعجمی و عربی قل هُوَ لِلّذین امنوا هُدَن وشفا ولذین یومینون اذانیهم وقر وَهُوَ عَلَیهِم عَمی اولئیک یونادَونَ مِن مکان
و اگر این (کتاب) را قرآنی عجمی گردانیده بودیم بیچون میگفتند: «چرا آیههای آن جداسازی و تبیین نشده؟ آیا (کتابی) عجمی و (مخاطب آن) عرب زبان؟» بگو: «این (کتاب) برای کسانی که ایمانآورندهاند رهنمود و درمانی است. و کسانی که ایمان نمیآورند در گوشهایشان سنگینی است و قرآن برایشان کوری (و رهگمکردگی) است. ایشان از مکانی دور ندا داده میشوند.
- 45 وَلَقَدۡ ءَاتَیۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَـٰبَ فَٱخۡتُلِفَ فِیهِۚ وَلَوۡلَا كَلِمَةࣱ سَبَقَتۡ مِن رَّبِّكَ لَقُضِیَ بَیۡنَهُمۡۚ وَإِنَّهُمۡ لَفِی شَكࣲّ مِّنۡهُ مُرِیبࣲ
وَ لَقَد اتینا موسی الکتاب فَخْتُلِفَ کلمه سَبَقَت مِن رَبِّک لقعضیه وَإِنَّهُم لَفِی شک مُرِیبࣲ
و بهراستی و درستی موسی را کتاب [:تورات] دادیم؛ پس در آن اختلاف شد و اگر از جانب پروردگارت فرمان [:مهلت] سبقت نگرفته بود، بیگمان میانشان داوری شده بود و اما آنان در (بارهی) آن در (ژرفای) شکّی مستندند.
- 46 مَّنۡ عَمِلَ صَـٰلِحࣰا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَاۤءَ فَعَلَیۡهَاۗ وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّـٰمࣲ لِّلۡعَبِیدِ
عَمِلَ صالح فَلِنَفۡسِهِۦۖ اساء وَما رَبُّکَ بظلم لِلْعَبِیدِ
هر که کار شایستهای کند، به سود (خود) اوست؛ و هر که بدی کند، به زیان (خود) اوست. و پروردگار تو به بندگان (خود) بسیار ستمکار نیست.
- 47 ۞ إِلَیۡهِ یُرَدُّ عِلۡمُ ٱلسَّاعَةِۚ وَمَا تَخۡرُجُ مِن ثَمَرَ ٰتࣲ مِّنۡ أَكۡمَامِهَا وَمَا تَحۡمِلُ مِنۡ أُنثَىٰ وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلۡمِهِۦۚ وَیَوۡمَ یُنَادِیهِمۡ أَیۡنَ شُرَكَاۤءِی قَالُوۤا۟ ءَاذَنَّـٰكَ مَا مِنَّا مِن شَهِیدࣲ
الیه یُرَدُّ عِلْمُ وَما تَخرُج مِن ثَمَرَ ایمان ته اکمامها وَما تحمل اُنثیٰ تَضَعُ اِلا بعلمه وَیوم یونادیهیم اَینَ شُرَكَاۤءِی قالوا آذانه مِنَّا مِن
علمِ رستاخیز تنها سوی او برگشت میشود. و میوهها از غلافهایشان بیرون نمیآیند و هیچ مادینهای باری نمیگیرد و باری نمیگذارد، مگر در (پرتوِ) علم او. و روزی که (خدا) آنان را ندا در دهد: «شریکان من کجایند؟» گویند: «با بانگ رسا به تو اعلام میکنیم (که) هیچ گواهی (بر شریکان) از میان ما نیست.»
- 48 وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُوا۟ یَدۡعُونَ مِن قَبۡلُۖ وَظَنُّوا۟ مَا لَهُم مِّن مَّحِیصࣲ
وَضَلَّ ما کانو یدعون مِن مِّن ماحیص
و آنچه از پیش میخواندند از (نظر) آنان گم و ناپدید شد و گمان (درستی) کردند (که) آنان را هرگز راه گریزی نیست.
- 49 لَّا یَسۡـَٔمُ ٱلۡإِنسَـٰنُ مِن دُعَاۤءِ ٱلۡخَیۡرِ وَإِن مَّسَّهُ ٱلشَّرُّ فَیَـُٔوسࣱ قَنُوطࣱ
لا یَسْمُ الانسان مِن دعا الخیر وَإِن مَسَّهُ الشّر فیئوس قَنُوط
انسان از درخواست خیر خسته نمیشود و چون آسیبی بدو در رسد کانون یأس و نومیدی است.
- 50 وَلَىِٕنۡ أَذَقۡنَـٰهُ رَحۡمَةࣰ مِّنَّا مِنۢ بَعۡدِ ضَرَّاۤءَ مَسَّتۡهُ لَیَقُولَنَّ هَـٰذَا لِی وَمَاۤ أَظُنُّ ٱلسَّاعَةَ قَاۤىِٕمَةࣰ وَلَىِٕن رُّجِعۡتُ إِلَىٰ رَبِّیۤ إِنَّ لِی عِندَهُۥ لَلۡحُسۡنَىٰۚ فَلَنُنَبِّئَنَّ ٱلَّذِینَ كَفَرُوا۟ بِمَا عَمِلُوا۟ وَلَنُذِیقَنَّهُم مِّنۡ عَذَابٍ غَلِیظࣲ
اذقناه رحمةن مِّنَّا بعد زرّا مستُه لَیقُولَنَّ هَذا لِی اَظُنُّ الساعه قائمه ولاین رُجِعْتُ اِلی رَبِّی اِنَّ لِی عِندَهُ للهسنی فَلَنُنَبِّئَنَّ الذین کَفَرُوا۟ بِمَا وَلَنُذِیقَنَّهُم عذابین غلیظ
و اگر بهراستی از جانب خود بدو رحمتی - پس از زیانی که به او رسیده است - بچشانیم، (هم)او همانا بیچون خواهد گفت: «من سزاوار آنم و گمان ندارم که رستاخیز بر پا شونده است و اگر هم بر فرض محال سوی پروردگارم باز گردانیده شوم بیگمان نزد او برایم (زندگی) بس بهتر خواهد بود.» پس همواره کسانی را که کافر شدند (یا) کفران کردند، به آنچه انجام دادهاند همانا به خوبی آگاه خواهیم کرد و بیگمان از عذابی سخت بیامان به آنان خواهیم چشانید.
- 51 وَإِذَاۤ أَنۡعَمۡنَا عَلَى ٱلۡإِنسَـٰنِ أَعۡرَضَ وَنَـَٔا بِجَانِبِهِۦ وَإِذَا مَسَّهُ ٱلشَّرُّ فَذُو دُعَاۤءٍ عَرِیضࣲ
انعمنا علی الانسان اعراب وِنایا بِجَانِبِهِۦ وَإِذَا مَسَّهُ الشّر فَذُو دعا عریض
و چون انسان را نعمتی دادیم، روی برتابد و خود را (از روی تکبر) به پهلویش خرامان کنار کشد و چون آسیبی بدو در رسد دارای درخواستی وسیع است.
- 52 قُلۡ أَرَءَیۡتُمۡ إِن كَانَ مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ ثُمَّ كَفَرۡتُم بِهِۦ مَنۡ أَضَلُّ مِمَّنۡ هُوَ فِی شِقَاقِۭ بَعِیدࣲ
قل ارءیتُم اِن کانا عِندِ الله ثُمَّ بِهِی اضلّ هُوَ فی شِقَاقِ
بگو: «آیا دیدید اگر (قرآن) از نزد خدا باشد، سپس به آن کافر شدید، چه کسی گمراهتر از آن کس خواهد بود که در جداسازی و مخالفتی دور و دراز (دچارشده) است؟»
- 53 سَنُرِیهِمۡ ءَایَـٰتِنَا فِی ٱلۡـَٔافَاقِ وَفِیۤ أَنفُسِهِمۡ حَتَّىٰ یَتَبَیَّنَ لَهُمۡ أَنَّهُ ٱلۡحَقُّۗ أَوَلَمۡ یَكۡفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُۥ عَلَىٰ كُلِّ شَیۡءࣲ شَهِیدٌ
سَنُرِیهِم آیاتنا فی الآفاق انفوسهم حتّیٰ یتبیّن لَهُم اَنَّهُ اولم یکف بِرَبِّک علی کُلّی شَیء شهید
به زودی نشانههای خود را در تمامی افقها و دیدگاهها و در خودهاشان بدیشان مینمایانیم، تا برایشان بهراستی روشن گردد که او تمامی حق است. آیا و کافی نیست که پروردگارت خود همواره بر هر چیزی بسی گواه است؟
- 54 أَلَاۤ إِنَّهُمۡ فِی مِرۡیَةࣲ مِّن لِّقَاۤءِ رَبِّهِمۡۗ أَلَاۤ إِنَّهُۥ بِكُلِّ شَیۡءࣲ مُّحِیطُۢ
الا اِنَّهُم فی مریم مِّن لِقاء الا اِنَّهُ بِکُلِّ شَیء مُحِیط
هان! (که) آنان در لقای پروردگارشان در (ژرفای) شکی بیمستند فرو رفتهاند. هان! که او بیگمان بر هر چیزی احاطه(ی علمی و قدرت و حکمت) دارد.
این سوره به زبانهای دیگر
- বাংলা ফুসসিলাত
- Bosanski Fussilet
- Нохчийн Фуссилат
- Deutsch Fussilat
- English Fussilat
- Español Fussilat
- فارسی فَصّلت
- Français Foussilat
- Hausa Fussilat
- עברית פוסילאת
- हिन्दी फुस्सिलत
- Bahasa Indonesia Fushshilat
- 日本語 フッシラ
- 한국어 푸씰
- کوردی Fussilet
- Bahasa Melayu Fussilat
- Nederlands Foeṣṣilat
- پنجابی فُصِّلَت
- ਪੰਜਾਬੀ ਫੁੱਸਿਲਤ
- پښتو فُصِّلَت
- Português Fussilat
- Русский Фуссылят
- Soomaaliga Fusilat
- Shqip Fussilet
- Kiswahili Fussilat
- தமிழ் ஃபுஸ்ஸிலத்
- ไทย ฟุศศิลัต
- Türkçe Fussilet
- اردو فُصِّلَت
- Oʻzbek Fussilat
- 中文 福西拉特